{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو در جزیره مهتاب با منی و هنوز

تو در جزیره مهتاب با منی و هنوز
هزار عاشق پیرت کنار دریاییند
که دست های تو رو کشته نوازش و مهر
که چشم های تو را تشنه تماشایند
دیدگاه ها (۰)

می‌توانم امشبشعرها بنویسم از همیشه غمگین‌تر مثلاً بنویسم:چه...

آنان به آفتاب شیفته بودندزیرا که آفتابتنهاترین حقیقتِشان بود...

ولی هیچ مردیهیچ وقت به آغاز قصه برنگشتبه لبخندم اعتماد نکنزخ...

فقط من باشم و تو، توی یه جزیره ی ناشناخته، میخوام فقط به چشم...

دور دنیا را زدم دیدم تو دنیای منیهمدمی دیوانه در دنیای تنهای...

اگه داداش کوچکترت بود:• خودش رو برات لوس میکرد • ازت همیشه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط