میرسد غم های بی پایان ب پایان غم مخور

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست
می نویسم که شب تار سحر می گردد
دیدگاه ها (۴)

دست نیازم رو ب سوی خدا ی بی نیاز

به انتظار کسی نشسته ام که می آید

در آستانه طلوع خورشید ستارگان یک ب یک غروب می کنند

ببین که از که بریدی و با که پیوستی ، بنام آفریننده مهربانی

۰«(« از ازل تاج شرافت را به مادر داده اند .... »)»۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط