گاهی خستگیهام از جنسِ خوابیدن نیست؛ از جنسِ “بودن” است.
گاهی خستگیهام از جنسِ خوابیدن نیست؛ از جنسِ “بودن” است. از بودنِ در کنارِ همهی شما، از شنیدنِ صداها، از جواب دادن به سوالها. دلم یک جزیرهی خالی از آدم میخواهد که در آن هیچکس مرا نشناسد و هیچکس از من چیزی نخواهد. لطفا، ولم کنید.
- ۴۶۵
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط