صحبتهای برایان در مورد جونگکوک✨🩷
صحبتهای برایان در مورد جونگکوک✨🩷
ما یه جورایی با هم صمیمی شدیم. اینکه من و اون کنار هم بودیم، خودش مثل یه چرخه کامل با من و جونگکوک بود.
۲۰۲۳ دقیقا هفت سال پیش، اون و جیمین طراحیهای دنس منو کاور میکردن
- یعنی اون موقع که کارآموز بودن؟
آره، حتی تو تورهاشون هم اجراش میکردن. بعدش به منیجر من پیام دادن که واسه آهنگ Seven یه همکاری داشته باشیم. خلاصه کار دنس اونم به من رسید. معمولا روال کار اینه که کمپانی دنسرها رو استخدام میکنه و تموم، ولی جونگکوک یه مرحله فراتر رفت و گفت: نه داداش، من میخوام برایان خودش با من برقصه. وقتی داشتیم امویه اون کار رو ضبط میکردیم، تو یه مصاحبه درباره من حرف زد، گفت که خیلی عجیبه، یه جورایی همهچی برگشت سر جای اولش، هفت سال پیش، با همون آهنگ Seven. انگار از اول قرار بود اینجوری بشه، واقعا تقدیر بود.
- قسمت بوده، واقعا تقدیر بوده!
آره، ۲۰۲۳ برای من دوران دیوونهواری بود. درگیر اون فاز خلاقیت آرتیستی بودم و مدام از خودم میپرسیدم که،من دارم چیکار میکنم؟
به خودم شک کرده بودم که نکنه دوران من دیگه تموم شده؟ ولی درست همون موقع جونگکوک اومد و ما با هم دیگه صمیمی شدیم. ما فن همدیگه بودیم و خیلی با هم راحت بودیم.
- یه برومنس مدرن!
دقیقا داداش، یه برومنس تمامعیار. یه رابطهای شکل گرفت که خودش یه جریان جدا شد. رفاقت با جونگکوک خیلی برام مهم بود، چون کلی چیز ازش یاد گرفتم. یه چیزی که در مورد جونگکوک متوجه شدم این بود که قبل از هر چیزی، آدم بااخلاقیه. اون حرفهایه، پرفورمر خفنیه، آرتیست کاربلدیه، ولی مهمتر از همهی اینا، اون آدم خوبیه واقعا.
مخصوصا با اون اسکجول کاریشون و اون همه فشاری که تحمل میکنن و آدمای زیادی که همیشه دوروبرشونن؛ هر وقت وارد اتاق میشد، حواسش بود که به تکتک اون ۳۰ نفر توی اتاق توجه کنه و بهشون سلام کنه. این حرکتش واقعا خفن بود!
در مورد همون قضیهی برومنس، خیلی با هم مچ بودیم. با ما دنسرها مینشست و مثل یه داداش باهامون حرف میزد. با خودم میگفتم که، تو واقعا یکی از خود مایی.
هر کاری که میکردیم، بعدش ما رو میبرد باربیکیو کرهای. تو هر کشوری که بودیم، میگفت به تیمم بگید من باربیکیو کرهای میخوام، به دنسرها بگید راه بیفتن.
اونجا بود که واقعا میدیدی این آدم، این رفیق، چقدر پایهست؛ بازی نوشیدن و اینجور چیزا انجام میدادیم... داداش، اون میتونه بنوشه!😁😂
(برایان پشماش ریخته😂)
- اوکی!
همیشه اینجوری بود که برایان، تو لولت پایینه!(میخنده)، بعدش میگفت: جونگکوک، لولت بالاست! منم بهش میگفتم، داداش تو دیوونهای!
ما یه جورایی با هم صمیمی شدیم. اینکه من و اون کنار هم بودیم، خودش مثل یه چرخه کامل با من و جونگکوک بود.
۲۰۲۳ دقیقا هفت سال پیش، اون و جیمین طراحیهای دنس منو کاور میکردن
- یعنی اون موقع که کارآموز بودن؟
آره، حتی تو تورهاشون هم اجراش میکردن. بعدش به منیجر من پیام دادن که واسه آهنگ Seven یه همکاری داشته باشیم. خلاصه کار دنس اونم به من رسید. معمولا روال کار اینه که کمپانی دنسرها رو استخدام میکنه و تموم، ولی جونگکوک یه مرحله فراتر رفت و گفت: نه داداش، من میخوام برایان خودش با من برقصه. وقتی داشتیم امویه اون کار رو ضبط میکردیم، تو یه مصاحبه درباره من حرف زد، گفت که خیلی عجیبه، یه جورایی همهچی برگشت سر جای اولش، هفت سال پیش، با همون آهنگ Seven. انگار از اول قرار بود اینجوری بشه، واقعا تقدیر بود.
- قسمت بوده، واقعا تقدیر بوده!
آره، ۲۰۲۳ برای من دوران دیوونهواری بود. درگیر اون فاز خلاقیت آرتیستی بودم و مدام از خودم میپرسیدم که،من دارم چیکار میکنم؟
به خودم شک کرده بودم که نکنه دوران من دیگه تموم شده؟ ولی درست همون موقع جونگکوک اومد و ما با هم دیگه صمیمی شدیم. ما فن همدیگه بودیم و خیلی با هم راحت بودیم.
- یه برومنس مدرن!
دقیقا داداش، یه برومنس تمامعیار. یه رابطهای شکل گرفت که خودش یه جریان جدا شد. رفاقت با جونگکوک خیلی برام مهم بود، چون کلی چیز ازش یاد گرفتم. یه چیزی که در مورد جونگکوک متوجه شدم این بود که قبل از هر چیزی، آدم بااخلاقیه. اون حرفهایه، پرفورمر خفنیه، آرتیست کاربلدیه، ولی مهمتر از همهی اینا، اون آدم خوبیه واقعا.
مخصوصا با اون اسکجول کاریشون و اون همه فشاری که تحمل میکنن و آدمای زیادی که همیشه دوروبرشونن؛ هر وقت وارد اتاق میشد، حواسش بود که به تکتک اون ۳۰ نفر توی اتاق توجه کنه و بهشون سلام کنه. این حرکتش واقعا خفن بود!
در مورد همون قضیهی برومنس، خیلی با هم مچ بودیم. با ما دنسرها مینشست و مثل یه داداش باهامون حرف میزد. با خودم میگفتم که، تو واقعا یکی از خود مایی.
هر کاری که میکردیم، بعدش ما رو میبرد باربیکیو کرهای. تو هر کشوری که بودیم، میگفت به تیمم بگید من باربیکیو کرهای میخوام، به دنسرها بگید راه بیفتن.
اونجا بود که واقعا میدیدی این آدم، این رفیق، چقدر پایهست؛ بازی نوشیدن و اینجور چیزا انجام میدادیم... داداش، اون میتونه بنوشه!😁😂
(برایان پشماش ریخته😂)
- اوکی!
همیشه اینجوری بود که برایان، تو لولت پایینه!(میخنده)، بعدش میگفت: جونگکوک، لولت بالاست! منم بهش میگفتم، داداش تو دیوونهای!
- ۱۵۶
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط