{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با اینکه آغوشش را باز کرده بود باز هم مهربان به نظر نمیرس

با اینکه آغوشش را باز کرده بود باز هم مهربان به نظر نمیرسید
از دلتنگی خسته شد ، کلاهش را برداشت و کتش را دراورد ، کلاغ ها تکه تکه اش کردند .
دیدگاه ها (۸)

و در اخر این بازم من بودم که نابود شد.

بچهااااا لطفا ایشون رو فالو کنید دوست صمیمیه:)) فالوش کردی ک...

...

شنیدم گفتی آدم شدی🥴🤙اره خیلی😅🤌ارواح پدرت🗿😂

سه‌پارتی | تهیونگ × اتپارت ۱بارون شدیدی می‌بارید. تهیونگ بعد...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

از خودم پرسیدم؛ چه چیزی در زندگی اینقدر قشنگه که دست ازش بر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط