{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ درماه

🌱🍒نه باران ، نه عشق ، نه چشم هایی رو به ماه
غروب همین نه باران وعشق بود
که در راههای بی ترانه و عابر - دور می شدم
غروب همین نه چشم هایی
رو به ماه بود
که ماه در چشم هایم
تا کنار چهره ها و صداهای این همه سال آمد
غروب تهی از باران ها و عشق بود
که چشم در چشم ماه
از مادرم دور شدم
در راه
لب هایی خسته می گفتند
چشم های کودکی را با خود آورده ام
که شب ها ، خواب ماه می بیند
می گفتند
صدایی با خود آورده ام
که از غروب های ماه می گوید
می گفتند
کنار آخرین مکث ماه🍒🌱
دیدگاه ها (۵)

جمعه

🌱🍒زندگی بسیار ما را از خودش رنجانده استخانه ی آمال ما را بار...

آب وماه

تنهایی ماه

دلتنگم... #دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،#شعر م...

یک شب، که باران آرام و پیوسته بر سقفِ جهان می‌ریخت، دوبار...

وطن، فقط نامی بر نقشه نیست؛نَفَسی‌ست که بی‌آن، سینه تنگ می‌ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط