{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی
دیدگاه ها (۱۱)

ای عاشقان ، ای عاشقان ، من از کجا ، عشق از کجاای بیدلان ، ای...

🖤

اگـــه از این آدماتوی زندگیتون داریدخیلی خیلی قدرشو بدونید.....

دو طرف این وسط فقط تورو بازی دادن....

وقتی بجای خودشون عروسکسشون رو بغل میکنی.نامجون:وقتی خوابی عر...

از بس که این بشر بامزه و اسکله ! که ادم دوست داره بعضا لپشو ...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۷۶"ویو جنا".من اخر کار دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط