گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من

💜💜
گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من
گیسوان تو شب بی پایان
جنگل عطرآلود
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه ی عمر سفر می کردم
من هنوز از اثر عطر نفسهای تو سرشار سرور
گیسوان تو در اندیشه ی من
گرم رقصی موزون
کاشکی پنجه ی من
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود
دیدگاه ها (۰)

منو ببر به خیالتبه اونجایی که دستِ هیچکسی جز خودت نمیرسهکه ا...

💜💜حواسم هست ک حواست نیستتو خیلی وقته نیستی و من،خیلی وقته بر...

💜💜ای توبه‌ام شکسته، از تو کجا گریزم؟ای در دلم نشسته، از تو ک...

💜💜تو  را نمی دانماما برای مناین اولین دیدار بین ما نیستانگار...

⁨⁨⁨⁨حتما بخوانید👇🏼😭💔رخت عزایت را به تن کردم عزیزماصلا خودم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط