{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍃آخر شب ، موقعیتی مناسب برای حمله افکاری که میتواند احساس

🍃آخر شب ، موقعیتی مناسب برای حمله افکاری که میتواند احساسی را نابود کند ، انسانی که تا صبح امروز لبخند میزد را یکباره به افسرده ترین آدم روی زمین تبدیل کند احساساتی که سالها با آن زیسته را تبدیل به سنگی سخت کند
در این میان وجدان کاملا خفته و انصاف از پنجره عقل گریخته پای دروغ روی تردمیل سریعا به فعالیت میکند بی آن که بداند بالاخره روزی در جایی خسته میشود احساساتی از سر هوس به وجود می آید که در انتها به قولهایی از سر اجبار منجر میشود
اما انتهای این داستان غریب و شاید هم قریب چه میشود؟دیگر توانی برای جنگیدن باقی نمیماند میشنود و میبیند و بی تفاوت و بی حس ازدروغها از نبودنها از قولها همه چیز به سان سرابی از سر عطش و خستگی و حال جسد متحرک انسانی که زندگیش بر فنا رفت که دیگر نه باور میکند نه می‌پذیرد نه توانی برای زندگی با دیگران دارد و کسی نمی‌داند آخر شب چه پازلی از افکارش را کنار هم چید تا جورچین دروغها و قولها را پیدا کند که او رفته برای همیشه هم رفته شاید طعمه دیگری که راحت بتواند قورتش دهد یا طعمه لذیذتری که حتی نیازی به قول اجباری و دروغ های آنچنانی نداشته باشد
قضیه جالب نخواهد بود انسانیت در پس همین شبهای سرد و سخت آنقدر جان کند تا مرد و صبح روز بعد هیچکس برای خاکسپاری اش نیامد نه وجدان نه انصاف نه عشق و اینطور انسانیت گمنام و تنها به خاک سپرده شد🍃


💙پ.ن: یادم تورا فراموش... همه چیز رو یادمه ولی تو فراموش کردی.... ۱۴۰۵/۳/۳۰💙

📝 #هانیه #نوستالژی #شخصی
#ه_مثل_هانیه #نوستالژیک #خانواده
#آلفا #خاص #هنرمند
#کتابخانه_آلفا #شصتی_ها #هنرمندان
#قصر_عشق #هفتادیا #موسیقی
#نوشته #هشتادیا #طبیعت
#دلنوشته #آپارات #تنهایی
#هنر #ویژه
#تو_و_دیگر_هیچ #ویسگون #پست
دیدگاه ها (۰)

🌱مدرسه که میرفتیم، هر بار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلم...

🌱قدم به کوچه‌ی دیوانگی بزن چندیکه عقل بر سرِ بازار عشق حیران...

چرا سریال کره ای جواهری در قصر اینقدر در اینران طرفدار دارد؟...

وقتی فقر از آستانه‌یِ در خانه عبور می‌کند، تنها نان نیست که...

داستان:نفس اخرشخصیت:آت،جونگکوکویو آتبرای خودم تصمیم گرفتم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط