{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه گاهی که دلم می گیرد

گاه‌ گاهی که دلم می‌ گیرد
پیش خود می‌ گویم :
آنکه جانم را سوخت
یاد می‌ آرد از این بنده هنوز ؟
گفته بودند :
که از دل برود یار٬ چو از دیده برفت
سال‌ ها هست که از دیده‌ من رفتی، لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز …
دیدگاه ها (۶)

اندر دل من، درون وبیرون همه اوست... 🦋ـــــــــــــــــــــــ...

ایــنم یه زنـگ تــفریح دیگه 🥴😉(بزن بعدی) خودت اعتراف کن... ک...

خـط ِ اشکی… میسـوزانـد صـورتـم را.آرامشــی می خواهم…خلوتــی ...

نگاهت تلخاشک هایم شوریادت شیرینچه زندگی بامزه ای...ـــــــــ...

سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیکگفته بودند که از دل برود ی...

خودت را جاي من بگذارخودت را جای من بگذار ؛ دلت بدجور می گیرد...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط