دید کسی به او عشق نورزید  دستش را نگرفت  صدایش نکرد و ...

دید کسی به او عشق نورزید ، دستش را نگرفت ، صدایش نکرد و آ

دید کسی به او عشق نورزید ، دستش را نگرفت ، صدایش نکرد و آن زمان بود که دیوانه ی درونش ، او را در آغوش خود کشید ؛ و آن دیوانه ، **هنر** بود...
دیدگاه ها (۰)

𝖕𝖆𝖗𝖙۱۱دو روز بعد از تاج‌گذاری، سوهو مارال را در راهروی طبقه ...

☆☆☆N☆☆☆☆می شود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنمحلقه ی پيوندمان ...

𝓗𝓔𝓡𝓜𝓐𝓝 𝓑𝓞𝓡𝓝 𝓕𝓡𝓞𝓜 𝓑𝓛𝓞𝓞𝓓 💎 *_کریستال اول:_* فرار از جهنم🩸تعداد...

دلبستگیِ امن، فقط یک مفهوم روانشناسی نیست؛احساسیست که بدن آن...

عاشقانه های شبنم

#حکایت_قدیمی طبلِ توخالیروباهی گرسنه در بیشه‌ای می‌گشت که به...

گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد گیرم که زمان خاطره‌ها ...

روزی به تلافیِ تمامِ قوی بودن ها ، آغوشی خواهم گُزید و روی چ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part45میخواست ازم فاصله بگیره کهمحکم بغلش کرد...

ماه پنبه ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط