My friend♡)
My friend♡)
part.19.
کوک پاشد بره پول کافه رو بده که
یه دختره چسبیده بود بهشکوک ازش دور شد باز چس بید بهش
با عزر خواهی از جای بچه ها پاشدم نزدیک بود به بقیه نگاهاشونو رو خودم حس می کردم
دست دختره داشت میرفت سمت کمر کوک که مچ دستشو گرفتم محکماا
دختره..چته چیکار کنی ..
کوک بر گشت با بهت بهم نگاه میکرد
+..خودت داری چه غلطی می کنی ..
دختره .. به تو چه داشتم ددیمو میبردم خونم ..
دستشو دور بازو ی کوک حلقه کرد
کوک که با اینکارش از بهت میدون اوممد سعی کرد دستشو جدا کنه ولی دختره سفت گرفته بودش
+..همین الان ازش جدا میشی یا مرگتو بیارم جلو چشمات..
دستشو جدا کرد انگار که چیزیو فهمیده باشه بهم نزدیک شد
دختره.. اها میگفتی خب من با رابته سه نفره مشکلی ندارم تو هم میتونی باشی ..《جوری گفت که کوک و دوهی شنیدن》
دشتم که خیلی وقت بود سفت شده بودو خوابوندم تو صورتش
پرت شد رو زمین
کوک با بهت نگاهم کرد
برگشتم طرف دختره
+.. خونی شد ای وا ببخشید نشنیدم میتونی دوباره حرفتو تکرار کنی..
دختره ..تو دیونه ای..
+.. نه نشنیدم ولی مطمعنم اینم نگفتی ..
دختره که تر سیده بود
گفت.. گفتم تو هم میتونی ..
دومیرو خوابوندم تو صورتش
+..این برای اینکه جرعت کردی تکرارش کنی
یکی دیگه هم زدم با پام به پاش که اخی کرد
+..اینم برای اینکه دست کثیفتو بهش زدی حالا گورتو گم کن ..
دختره دوید رفت بیرون خدا رو شکر جز کسی که کارت میکشید و پسرا کسی نبود وگر نه دردسر میشد
برگشتم سمت کوک که هنوز با بهت نگاهم میکرد
+..حالتون خوبه اقای جئون..
ای وای سوتی دادم بعد ۲ ساعت ایششششش
تهونگ که مچمونو گرفته بود اومد سمتمون
تهیونگ.. خب پس اقای جئون هوم؟؟..
+..اا نه چیزه اشتباه شد من..
تهیونگ..نه دیگه نزن زیرش قبول کن باهم نیستین مگه نه اقای جئون ..
جونگ کوک که سرشو انداخته بود پایین
_..اوهوم باهم نیستیم من ازش..
تهیونگ..نه لازم نیست تو ضیح بدی درجریانم بازیتو از بَرم کوک..
بقیه اومدن دورمون
_..ببخشید که دروغ گفتم..
جونگ کوک الان معزرت خواهی کرد نه تقصیر من بود
نامجون..نه کوک تقصیر اقای کیمه که تورو تهد فشار میزاره و تحدیدت میکنه..
تهیونگ..من. مگه من مجبورش کردم خودش اون روز پیچونده بود نیاد باهام بیرون من فقط میخواستم مچشو بگیرم خب ..
_.. خب الان چیکار کنیم؟؟..
شوگا .. فعلا که خانوم دو زدن دختررو لت پار کردن ..
+..نه من حتی محکم نزدمش..
جیهوپ.. اگه این ارومت باشه پس محکمت چیه ..
سرمو انداختم پایین
جین ..ااا جیهوپپپپپپ ..
چیهوپ.. اخ ببخشید نمیخواستم خجالت بکشی فک کنم الان باهم دوستیم نه؟..
دوست منو بی تی اس تعثخ۵ثتقانقهنقهن
روثتقهتهیکیل
نهههه
ارهههه۶هه
ولی
+..ولی خانوم مدیر گفتن..
جیمین.. گور باباشو مهم نیست..
+..ولی..
نامجون..نه جیمین منظورش اینه که اگه ما بخوایم مشکلی نداره قوانین دوطرفه نیست ..
جیمین..بله منظورم تقریبا همین بود ..
+..چرا باید بامن دوست شین؟؟..
_..شاید چون هر روز همو میبینیم..
جین.. تازه خوشگلم هستی عین خودم..
جیمین ..همینطورم خفن..
نامجون..باهوشم هستی..
تهیونگ .. ایدلم که بودی پس باهم فرق زیادی نداریم..
شوگا .. تازه ساکتی از ادمای ساکت خوشم میاد..
دوست دختر نامجون که تا الان ساکت بود
گفت..چرا انگار دارین دوست دختر پیدا میکنین ..
شوگا.. حسود خانوم وقتی دوست باشیم سر کار بیشتر خوش میگذره ..
تهیونگ ..موافقم ..
+..چرا یه جوری هستین انگا دارین قانعم میکنین..
تهیونگ..چون هنوز بهمون نگفتی دوستیم ..
جیهوپ .. نه چون باید تو هم راضی باشی شاید نخوای با ما دوست شی..
جیمین .. البته جدا از اینکه اگه رد کنی اخراج می شی..
+..بله؟؟..
جین..نه خیر زر میزنه رک بگو . باهامون دوست میشی..
لنلپخلمابگاز
طنایمابت
چرا من؟
نه باید بگن باشه وگرنه اخراج میشم البته جدا از اینکه از خدامه
+..شاید؟ اره..
جین..میدونستم وردواید هندسامو رد نمی کنی..
_..خب فک کنم تموم شد نه؟؟..
جین..چرا میخوای فرار کنی ؟..
_..چون ساعت ۲ شبه و من باید بمو بخوابونم اوکی؟؟..
وای شت منم باید برم پیش دخترا الان جرم می دن
+..فک کنم منم باید برم راستش بی خبر اومدم ..
جین ..پس اگه اینجوریه شما بریم ما میریم کاراوکه بای..
نامجون .. اره بریم..
تهیونگ..مواظب رانندگیت باش کوک..
همشون رفتن بیرون حیهوپ جلوم بود کوک کنارم به جبهوپ نگاه میکرد
ادامه دارد....
"بقیش جا نشد با پارت بعدی می زارم ۵۰ نا کامنت و ۱۰ تا لایک تا پارت بعو مراقب خودتون باشین دوستون دارم🥰😍"
part.19.
کوک پاشد بره پول کافه رو بده که
یه دختره چسبیده بود بهشکوک ازش دور شد باز چس بید بهش
با عزر خواهی از جای بچه ها پاشدم نزدیک بود به بقیه نگاهاشونو رو خودم حس می کردم
دست دختره داشت میرفت سمت کمر کوک که مچ دستشو گرفتم محکماا
دختره..چته چیکار کنی ..
کوک بر گشت با بهت بهم نگاه میکرد
+..خودت داری چه غلطی می کنی ..
دختره .. به تو چه داشتم ددیمو میبردم خونم ..
دستشو دور بازو ی کوک حلقه کرد
کوک که با اینکارش از بهت میدون اوممد سعی کرد دستشو جدا کنه ولی دختره سفت گرفته بودش
+..همین الان ازش جدا میشی یا مرگتو بیارم جلو چشمات..
دستشو جدا کرد انگار که چیزیو فهمیده باشه بهم نزدیک شد
دختره.. اها میگفتی خب من با رابته سه نفره مشکلی ندارم تو هم میتونی باشی ..《جوری گفت که کوک و دوهی شنیدن》
دشتم که خیلی وقت بود سفت شده بودو خوابوندم تو صورتش
پرت شد رو زمین
کوک با بهت نگاهم کرد
برگشتم طرف دختره
+.. خونی شد ای وا ببخشید نشنیدم میتونی دوباره حرفتو تکرار کنی..
دختره ..تو دیونه ای..
+.. نه نشنیدم ولی مطمعنم اینم نگفتی ..
دختره که تر سیده بود
گفت.. گفتم تو هم میتونی ..
دومیرو خوابوندم تو صورتش
+..این برای اینکه جرعت کردی تکرارش کنی
یکی دیگه هم زدم با پام به پاش که اخی کرد
+..اینم برای اینکه دست کثیفتو بهش زدی حالا گورتو گم کن ..
دختره دوید رفت بیرون خدا رو شکر جز کسی که کارت میکشید و پسرا کسی نبود وگر نه دردسر میشد
برگشتم سمت کوک که هنوز با بهت نگاهم میکرد
+..حالتون خوبه اقای جئون..
ای وای سوتی دادم بعد ۲ ساعت ایششششش
تهونگ که مچمونو گرفته بود اومد سمتمون
تهیونگ.. خب پس اقای جئون هوم؟؟..
+..اا نه چیزه اشتباه شد من..
تهیونگ..نه دیگه نزن زیرش قبول کن باهم نیستین مگه نه اقای جئون ..
جونگ کوک که سرشو انداخته بود پایین
_..اوهوم باهم نیستیم من ازش..
تهیونگ..نه لازم نیست تو ضیح بدی درجریانم بازیتو از بَرم کوک..
بقیه اومدن دورمون
_..ببخشید که دروغ گفتم..
جونگ کوک الان معزرت خواهی کرد نه تقصیر من بود
نامجون..نه کوک تقصیر اقای کیمه که تورو تهد فشار میزاره و تحدیدت میکنه..
تهیونگ..من. مگه من مجبورش کردم خودش اون روز پیچونده بود نیاد باهام بیرون من فقط میخواستم مچشو بگیرم خب ..
_.. خب الان چیکار کنیم؟؟..
شوگا .. فعلا که خانوم دو زدن دختررو لت پار کردن ..
+..نه من حتی محکم نزدمش..
جیهوپ.. اگه این ارومت باشه پس محکمت چیه ..
سرمو انداختم پایین
جین ..ااا جیهوپپپپپپ ..
چیهوپ.. اخ ببخشید نمیخواستم خجالت بکشی فک کنم الان باهم دوستیم نه؟..
دوست منو بی تی اس تعثخ۵ثتقانقهنقهن
روثتقهتهیکیل
نهههه
ارهههه۶هه
ولی
+..ولی خانوم مدیر گفتن..
جیمین.. گور باباشو مهم نیست..
+..ولی..
نامجون..نه جیمین منظورش اینه که اگه ما بخوایم مشکلی نداره قوانین دوطرفه نیست ..
جیمین..بله منظورم تقریبا همین بود ..
+..چرا باید بامن دوست شین؟؟..
_..شاید چون هر روز همو میبینیم..
جین.. تازه خوشگلم هستی عین خودم..
جیمین ..همینطورم خفن..
نامجون..باهوشم هستی..
تهیونگ .. ایدلم که بودی پس باهم فرق زیادی نداریم..
شوگا .. تازه ساکتی از ادمای ساکت خوشم میاد..
دوست دختر نامجون که تا الان ساکت بود
گفت..چرا انگار دارین دوست دختر پیدا میکنین ..
شوگا.. حسود خانوم وقتی دوست باشیم سر کار بیشتر خوش میگذره ..
تهیونگ ..موافقم ..
+..چرا یه جوری هستین انگا دارین قانعم میکنین..
تهیونگ..چون هنوز بهمون نگفتی دوستیم ..
جیهوپ .. نه چون باید تو هم راضی باشی شاید نخوای با ما دوست شی..
جیمین .. البته جدا از اینکه اگه رد کنی اخراج می شی..
+..بله؟؟..
جین..نه خیر زر میزنه رک بگو . باهامون دوست میشی..
لنلپخلمابگاز
طنایمابت
چرا من؟
نه باید بگن باشه وگرنه اخراج میشم البته جدا از اینکه از خدامه
+..شاید؟ اره..
جین..میدونستم وردواید هندسامو رد نمی کنی..
_..خب فک کنم تموم شد نه؟؟..
جین..چرا میخوای فرار کنی ؟..
_..چون ساعت ۲ شبه و من باید بمو بخوابونم اوکی؟؟..
وای شت منم باید برم پیش دخترا الان جرم می دن
+..فک کنم منم باید برم راستش بی خبر اومدم ..
جین ..پس اگه اینجوریه شما بریم ما میریم کاراوکه بای..
نامجون .. اره بریم..
تهیونگ..مواظب رانندگیت باش کوک..
همشون رفتن بیرون حیهوپ جلوم بود کوک کنارم به جبهوپ نگاه میکرد
ادامه دارد....
"بقیش جا نشد با پارت بعدی می زارم ۵۰ نا کامنت و ۱۰ تا لایک تا پارت بعو مراقب خودتون باشین دوستون دارم🥰😍"
- ۵۰۸
- ۲۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط