حتی بدتر از اون

حتی بدتر از اون
کل بدنم میلرزید
نزدیک به تشنج بودم
وقتی که همه فکر میکردن خوابم
دیدگاه ها (۲)

بعد از این همه اتفاق شاید فقط وقتی که اون بیاد و من رو با خو...

من مثل اون ها نیستم که هر چی بخوام رو بگم وقتی خودم زخمش رو ...

به دست عزیز ترین شخص زندگیم مرد ...

عملیات با موفقیت انجام شد :)؛

وقتی روی اون کارتو خوند فکر نمیکرد که این دختر کل زندگیش بشه...

میدونستین وقتی اینو خوندم نه خواب داشتم نه خوراک حتی درس هم ...

قشنگترین عضو بدنم اون قسمت از مغزمه که همیشه به تُ فکر میکنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط