{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیکعشق مخفی

نام فیک:عشق مخفی
Part:1

ویو ات*
مادرم زنگ در رو زد
یکی در رو باز کرد و با لبخند بهمون خوش امد گفت
رفتیم داخل. اصلا به این ازدواج راضی نبودم اما اصلا نظر من مهم نبود ولی ی خوبی داشت من ی داداش بزرگ تر از خودم داشتم.
همیشه ارزو داشتم یک داداش بزرگتر از خودم داشته باشم اما نمیدونم چجوری ادمیه؟اومیدوارم ادم سرد و خشن نباشه و مهربون باشه.
توی افکارم بودم که یدفعه با صدای بلند کسی به خودم اومدم*
جی. دختر کوچولو*بلند
ات. بله؟ *نگاش کردم*
جی. میدونی چقد دارم صدات میزنم*پوزخند
ات. حرصم گرفت*
پس این داداشمه؟
با صدای مادرم به مرد بغل دست پسره نگا کردم*
م. دخترم هستش کیم ات*لبخند
پ. سلام*لبخند
دستشو سمتم دراز کرد*
بهش دست دادم*
پ. اینم پسر گلم جیمین هستش
نگاش کردم*
ات. سلام*لبخند
بهش دست دادم..در کمال تعجب فقط گفت
جی. سلام*سرد
و رفتش *
هوفففف اینم از داداشمون مشخص شد از همین الان چجوریه



☆حمایتم کنید ممنون☆
دیدگاه ها (۲)

نام فیک:عشق مخفیPart: 2ویو جیمین*وایییی چقد دختر رو مخه سه س...

نام فیک: عشق مخفیPart: 3ویو ات*ات. اقای پارک گفتن که هنوز وس...

نام فیک:عشق مخفیژانر: عاشقانه/خشن/مافیاییشخصیت های اصلی:ات و...

بچها از اونجایی که برای بار چهارم پیج زدم🥺از اول دوباره فیکا...

نام فیک:عشق مخفیPart: 8ویو ات*چشامو مالوندم*ات. اه بازم مدرس...

نام فیک: عشق مخفیPart: 4 ویو ات*سنگینیه نگاهی رو روی خودم حس...

نام فیک:عشق مخفیPart: 5ویو جیمین*وایییی خدااا حیف که خواهرمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط