دلم گرفته بود

دلــم گـــرفته بود
شبی تاریک و ســـرد
از پشــت دیــوار ســـکوت
تـــرانه ای جوانــه زد
و نـــام تو
برتـــارک واژه ها
رُخ نـــمود
شعر تمام شد و دل
از اینهمه عشق
جوشید
چشم طاقت نبرد
تا سحر یک ریز بارید!!!!
دیدگاه ها (۰)

این روز ها از کنار من که میگذری،احتیاط کن؛ هزاران کارگر در م...

شما بهش میگید«دوستت دارم»ولی غَسّان کَنْفانی میگهتو اما وارد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط