{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اول صبحه و من داشتم به این فکر میکردم که این شهر برای ا

اول صبحه.. و من داشتم به این فکر میکردم که این شهر برای اتفاقی دیدنت زیادی بزرگه!
دیدگاه ها (۳)

_- هر شب ؛از هجومِ نداشتنت . .به دوست داشتنت ؛به دوست داشتنت...

_تو شیرینی منی...حرفم رو جدی بگیر...چیز کمی نیست...تو بین ای...

من برای آنچه ك با تو هنوز تجربه نکرده‌ام، دلتنگم .

دوســـت داشـتنـت پـایـان نـــدارد عـزیزکـرده

وقتی داشتم پستش میکردم متوجه شدم دماغ کوک انقدر بزرگه تا تهی...

داشتم فکر میکردم چرا سینگلم همون لحظه وقتی پسری بهم نزدیک می...

من هیچوقت چیزی نگفتم ولی توی ذهنم داشتم فکر میکردم جنازتو کج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط