p
p𝑎𝑟𝑡15
اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎
جیمین:ترسیدی فکر کردی میخوام به فا*کت بدم؟
یوشا:(با سر تأیید کرد)
(جیمین محکم یوشا رو بغل کرد و به خودش چسبوند و گفت:)
جیمین:ساکت فقط بخواب.......
یوشا:چشم....
صبح*
ویو یوشا از خواب بلند شدم دیدم که جیمین کنارم عمیغ خوابه خیلی کیوت بود ولی خب دلم نمیومد بیدارش کنم و که یهو جیمین چشاشو باز کرد من چشامو بستم......
جیمین:دیدم چشات بازه.....
یوشا:نمیخواستم بیدارت کنم
جیمین:من از یه ساعت پیش بیدارم
یوشا:ولی......
جیمین:ولی بی ولی مبخوای جوری به فا*کت بدم که نتونی تا دوسال ره بری؟(عصبی)
یوشا:نه غلط کردم
جیمین:ببند
یوشا:........
ادامه دارد........
اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎
جیمین:ترسیدی فکر کردی میخوام به فا*کت بدم؟
یوشا:(با سر تأیید کرد)
(جیمین محکم یوشا رو بغل کرد و به خودش چسبوند و گفت:)
جیمین:ساکت فقط بخواب.......
یوشا:چشم....
صبح*
ویو یوشا از خواب بلند شدم دیدم که جیمین کنارم عمیغ خوابه خیلی کیوت بود ولی خب دلم نمیومد بیدارش کنم و که یهو جیمین چشاشو باز کرد من چشامو بستم......
جیمین:دیدم چشات بازه.....
یوشا:نمیخواستم بیدارت کنم
جیمین:من از یه ساعت پیش بیدارم
یوشا:ولی......
جیمین:ولی بی ولی مبخوای جوری به فا*کت بدم که نتونی تا دوسال ره بری؟(عصبی)
یوشا:نه غلط کردم
جیمین:ببند
یوشا:........
ادامه دارد........
- ۴.۰k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط