{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلام نامه ای که فریدون خان زنگی به معشوقه نوشته بود

ای عشق که نامت شده ورد زبانم اگر خواهانم باشی،خواهانم تورا تا پای جانم لی کن غیر اینه نخواهی ماند در یادم فراموش خواهی شد،از جنگیدن سخن میگویی یا امتحانم میکنی،در بازی عشق که چه میزان جیگردارم
به همان میزان دارم که در میانه انبوهی از انسان های منفورچرخیدم،لیکن،بارها جواب دندان شکن داشتم ولی خاموش ماندم،زیرا انان لایق احترام نبودند،بلکه این خودم لایق احترام بودم،رسیدن در وصال عشق تو جدا از جفای رفیقان هست ای عشق گر خودرا حقه جفای رفیقان برمن میدانی،شرمنده مرا تورا یادم فراموش،لیکن خود دل رفته ای نمایان شو چرا که هیچ پادشاهی بدون تاج بر تخت ننشسته،حکمه رفیقان که به میزان جفایش،بوده را خواهند کشید،انکه پذیرای جفایش باشد،عادلانه خواهد کشید،انی که منکر شود؟
باشد که زمانه جورو جفایش را در طبیعت خواهد داد،
دیدگاه ها (۲)

البته اون شاعر که برای قرن بوقه🤣🤣🤣🤣در اصل منظور شاعر شماره ب...

در درجه اول بهترین قضاوت کننده خداوند متعال هست،در قبال بندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط