{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سمت چپ سینهاش

‌‏سمت چپ سینه‌اش ،
حفره‌ای بود که سرما از آنجا ریشه می‌دواند تا مغز استخوانش!
گویی او دیگر هیچ‌ چیز نداشت تا روحش را گرم کند((:
دیدگاه ها (۱)

خدایابریدامکم آوردامنمیتونم تحمل کنمبسه بیا مارو بی خیال شوم...

مهم نیست چقدر پر مشغله‌ ای، باید زمانی برای کتاب ‌خواندن پید...

با تو گر دیوانه ام ، دیوانه بودن خوشتر است...این چنین ویرانه...

رفقا من ازبچگی زیاده خواه بودامخداهم تاتونست بهم حال داد😔🖤

پرسید فرق بین دوست و رفیق، گفتم دوست فقط یک آشناست، یک همکار...

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریکچو دیوار ایست...

🌹 متنی زیبا خداوند ميفرمايد: ای فرزند آدم تو را در شکم مادرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط