راه گریزی نبود

راه گریزی نبود

راه گریزی نبود
عشق آمد و جانِ مرا
در خود گرفت و خلاص
من در تو
همچون جزیره‌ای خواهم زیست
@lovebandar
دیدگاه ها (۰)

خواهم ک در آغوش تو ای یار بمیرم...@lovebandar #چوک‌بندر

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

تو مرا جان و جهانی؛ چه کنم جان و جهان را؟تو مرا گنج روانی؛ چ...

تو مرا جان و جهانی...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گج و روانی چه ...

گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد گیرم که زمان خاطره‌ها ...

سامانم تو مرا جان جهانی چه کنم جان جهان را 😍💕

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

جان کمتر بهایی استکه برای تـو فـدا خواهـم کـرد.. ❤️‍🩹ـــــــ...

تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانتمرا یک جان و می‌خواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط