{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و این داستان ادامه داره 👇

و این داستان ادامه داره 👇
مردم چای و قهوه‌شون رو توی لیوان‌های سنگی می‌خوردن؛ محکم، زیبا، اما یه مشکل بزرگ داشت:
داغ می‌شد…
اون‌قدر که نمی‌شد دست زد.
بارها آدم‌ها نوشیدنی‌شون رو می‌ریختن یا دستشون می‌سوخت... و

💢کلیپ رو مشاهده کنید.جالبه
دیدگاه ها (۰)

این👆 دعای خیر برای شما🤍✨..یه شب زیبا یه روح آروم و بزرگ آرزو...

تسنیم: سردار سلامی در حمله رژیم صیهونیستی به شهادت رسید

#داستان_آموزنده👆 😍🪄 از هر دستی بدی با همون دست هم پس میگیری ...

نظـر شما چیه....😅🤔

پیرمرد با یه لبخند چندش‌آور جلو اومد.آروم خم شد و گفت:پیرمرد...

داستان کابوس عشق فصل۲ پارت ۵ ادامه: مایکل قرمز شد و بعد خودش...

Kims Mansion

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط