عطرگلیاس

عطرگل‌یاس:)))):
<به نام خالق من>
یک سال به سرعت برق و باد گذر کرد،نمیدانم این سال را به فال نیک پندارم یا فال ‌بد،امسال گذر کرد با تمام سختی ها و درد ها ،تمام شادی ها و خوبی ها،و حال منم که باید این سال را در مغز خود بگنجانم و به نامی برازنده ثبت کنم؛
میخواهم قلم به دست از خوبی ها و بدی های امسال بنویسم،بنویسم چه خوب گذشت و چه بد،صدای خنده ام گوش فلک را کر کرد و یا از حال زارم تمام مرغان اسمان اشک ریختند.
مینویسم برای لحظه ایی که در خاطرم حک شد و لحظه هایی که به دستان باد سپرده شد.
قلم را که به دست میگیرم یک سال چون فیلمی از جلوی چشمانم میگذرد هر خاطره و هر اتفاق کوچکی را در برگه مینویسم………
تمام این سال را برانداز کردم همه اش زیبا بود؛چه سختی هایش و چه خنده هایش،از تمامی سختی ها نکته برداری کردم و در مغزم چسباندم و تمامی خوشی هارا کنجی از قلبم جا دادم،امسال سال بزرگی بود برای من ،سالی پر از تغییر پر از چالش پر از خستگی و کم اوردن بود ولی دیدم که دوام اوردم و شبم را صبح کردم و حال قوی تر راه را طی میکنم،قدم هایی استوار تر،محکم تر و با تکیه به خدا،اینگونه بود که خوب و بد را به فال نیک پنداشتم…………
میدونم هیچکدومتون یادتون نبود ولی بازم ممنون که هستید:)
#قلمی‌آغشته‌به‌یاس
عیده همه مبارک:)
دیدگاه ها (۳)

پیلم دادن بت بهترین حس جهانه برای من>>>>>

حدودی من:)

++++++

ای کاش اونروز برام زودتر بیاد^-^

_چشم هایم خیره به چشم های نوزادی ست که تازه به دنیا آمدههمه ...

"رقابت مرگبار در بهشت"هواسنگین بود،جنگل اسرارآمیز باهرقدم ما...

چپتر ۴ _ شعله ای در دلروزها برای لیندا مثل قفسی بسته بود.زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط