MY DOLL
.. MY DOLL ..
سلام من ا.ت هستم من و جیمین ۴ سال هستش که باهمیم، امروز قراره با هم بریم گوه
از روی مبل بلند شدم و به سمت اتاقم رفتم
وارد اتاقم شدم و از بالای کمد چمدونم رو
پایین اوردم چمدونم رو باز کردم و داخل لباس هام رو گذاشتم اول از همه ۲ تا تیشرت بر داشتم، ۲ تا شلوار بگ ، یه دونه پیراهن، ۳ تا کراپ، یه دونه سویشرت
رفتم سراغ لوازم آرایشی و روتین پوستی
اونا رو هم دسته بندی کردم و همراه چنتا وسیله ی دیگه داخل چمدونم گذاشتم در چمدونم رو بستم و گذاشتم کنار جیمین قرار بود ساعت ۶ دنبالم بیاد به ساعت اتاقم نگاهی کردم ساعت ۵ رو نشون میداد رفتم حموم و حموم ۱۰ مینی کردم شروع به لباس پوشیدن و ارایش کردن شدم هوای بیرون گرم بود بخاطر همین یه کراپ صورتی همراه یه شلوار بگ طوسی پوشیدم مو هام رو بالا گوچه ای بستم پاشدم سمت کمدم رفتم یه کلاه و کیف صورتی همراه کتونیم برداشتم
داشتم کلاهم رو درست میکردم که یه پیام به گوشیم اومد گوشیم رو رشن کردم و وارد پیام ها شدم
پیام (جیمین: _ ا.ت:+ )
_سلام عزیزم خوبی؟
+سلام اره ممنون
_ من پایینم
+باشه عزیزم الان میام 🥰
پایان پیام
کیف و کفشم رو پوشیدم از مامان و بابام و برادرم خداحافظی کردم و همراه چمدونم پاییم
رفتم
بادیگارد ها در حیاط رو باز کردن وقتی پام رو بیرون در گذاشتم جیمین رو دیدم که به ماشین تکیه داده بود تا اینکه من رو دید لبخند دندون نمایی زد منم بدو بدو به سمتش رفتم و بغلش کردم اونم من رو بغل کرد
_سلام عشقم
+سلام عزیزم
_چه خوشگل شدی
+ممنون تو هم جذاب شدی
_ممنون چمدونت رو بده من بزارم پشت
+باشه عزیزم بیا
ا.ت چمدون رو دادبه جیمین، جیمین هم گذاشت داخل ماشین و باهم سوار میاشین شدن و حرکت کردن
+ تا برسیم چه قدر طول میکشه؟
_حدود ۲ ساعت
+اها
امید وارم خوشتون بیاد 🎀🥰
نظرتون رو حتماً بگین ❤🌹
سلام من ا.ت هستم من و جیمین ۴ سال هستش که باهمیم، امروز قراره با هم بریم گوه
از روی مبل بلند شدم و به سمت اتاقم رفتم
وارد اتاقم شدم و از بالای کمد چمدونم رو
پایین اوردم چمدونم رو باز کردم و داخل لباس هام رو گذاشتم اول از همه ۲ تا تیشرت بر داشتم، ۲ تا شلوار بگ ، یه دونه پیراهن، ۳ تا کراپ، یه دونه سویشرت
رفتم سراغ لوازم آرایشی و روتین پوستی
اونا رو هم دسته بندی کردم و همراه چنتا وسیله ی دیگه داخل چمدونم گذاشتم در چمدونم رو بستم و گذاشتم کنار جیمین قرار بود ساعت ۶ دنبالم بیاد به ساعت اتاقم نگاهی کردم ساعت ۵ رو نشون میداد رفتم حموم و حموم ۱۰ مینی کردم شروع به لباس پوشیدن و ارایش کردن شدم هوای بیرون گرم بود بخاطر همین یه کراپ صورتی همراه یه شلوار بگ طوسی پوشیدم مو هام رو بالا گوچه ای بستم پاشدم سمت کمدم رفتم یه کلاه و کیف صورتی همراه کتونیم برداشتم
داشتم کلاهم رو درست میکردم که یه پیام به گوشیم اومد گوشیم رو رشن کردم و وارد پیام ها شدم
پیام (جیمین: _ ا.ت:+ )
_سلام عزیزم خوبی؟
+سلام اره ممنون
_ من پایینم
+باشه عزیزم الان میام 🥰
پایان پیام
کیف و کفشم رو پوشیدم از مامان و بابام و برادرم خداحافظی کردم و همراه چمدونم پاییم
رفتم
بادیگارد ها در حیاط رو باز کردن وقتی پام رو بیرون در گذاشتم جیمین رو دیدم که به ماشین تکیه داده بود تا اینکه من رو دید لبخند دندون نمایی زد منم بدو بدو به سمتش رفتم و بغلش کردم اونم من رو بغل کرد
_سلام عشقم
+سلام عزیزم
_چه خوشگل شدی
+ممنون تو هم جذاب شدی
_ممنون چمدونت رو بده من بزارم پشت
+باشه عزیزم بیا
ا.ت چمدون رو دادبه جیمین، جیمین هم گذاشت داخل ماشین و باهم سوار میاشین شدن و حرکت کردن
+ تا برسیم چه قدر طول میکشه؟
_حدود ۲ ساعت
+اها
امید وارم خوشتون بیاد 🎀🥰
نظرتون رو حتماً بگین ❤🌹
- ۲۴۴
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط