خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم


خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم
ما مرکب ازین رخنه جهاندیم و گذشتیم

چون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیم
در جیب صدف پاک فشاندیم و گذشتیم

چون سایهٔ مرغان هوا در سفر خاک
آزار به موری نرساندیم و گذشتیم

گر قسمت ما باده، و گر خون جگر بود
ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم

کردیم عنانداری دل تا دم آخر
گلگون هوس را ندواندیم و گذشتیم

هر چند که در دیدهٔ ما خار شکستند
خاری به دل کس نخلاندیم و گذشتیم

فریاد که از کوتهی بازوی اقبال
دستی به دو عالم نفشاندیم و گذشتیم

صد تلخ چشیدیم زهر بی مزه صائب
تلخی به حریفان نچشاندیم و گذشتیم...

#عاشقانه
#خاص
دیدگاه ها (۱)

وه چه حالی داروم امشب....:#عاشقانه#خاص

اگر باید زخمی داشته باشمکه نوازشم کنیبگو تا تمام دلم راشرحه ...

ای خوش آن پاسخ تلخی که دهد از صبرمکه خماری شکن ار بعد خماری ...

جهان را بے تو میخواهم چڪار اے نازنین برگردجهان بے تو یعنے مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط