{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌹💖❤🌹💖❤🌹💖❤

🌹💖❤🌹💖❤🌹💖❤
گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم

نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم

من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم
که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم

دُرّم از دیده چکان است به یاد لب لعلت
نگهی باز به من کن که بسی دُرّ بچکانم

سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم
دیدگاه ها (۰)

💖❤💖❤💖❤💖❤💖❤‌‌‌‌‌‌‌کاش میشد بیخبر یک حلقه بر در می زدیبـر خیـا...

ازخواب چشمهای تو تا صبح می پرمایـن روزها هوای تـو افتـاده در...

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردنهمه ساله حج نمودن، سفر حج...

من فقط از تو کمی عشق تمنا دارمدل بیتاب که در حسـرت دریا دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط