my chute love
[my chute love2]
یک سال بعد::
ویو هیونجین::
از موقعی که جوجه کوچولوم تنهام گذاشت یک سال میگذره از اون روز حتی دیگه مدرسه هم نیومد!
منو لینو خیلی تغییر کردیم و سردتر شدیم الان بزرگترین مافیاهای جهانیم
خیلی چیزا از اون موقع تغییر کرده مثلا من و یجی باهم ازدواج کردیم با اینکه خودم راضی نبودم ولی مجبور شدم لینو هم همینطور اونم با اهیون ازدواج کرد
من دیگه به فلیکس هیچ حسی ندارم و ازش خوشم نمیاد
خب دیگه دیره من برم شرکت
منشی:آقای هوانگ شرکت رئیس شرکت لی میخواد شما رو ببینه
[فلیکس نه ها لینو]
هیون:برای فردا برنامه بچین هر ساعتی که وقت خالی دارم[خیلی سرد و جدی]
منشی:چشم
هیون:گشنمه باید برم کافه
بلند شدم و سمت کافه همین نزدیکی ها رفتم نشستم روی صندلی و منتظر موندم تا بیان سفارشم رو بگیرن
جونگین:بفرمایید سفارشتـ-
هیونجینننننننن
هیونجین:جونگین:[سرد]
جونگین:آره منم تو چقدر عوض شدی
هیونجین:آره مجبور شدم عوض شم[سرد]
جونگین:خوشحال شدم دیدمت حالا سفارشت رو بگو
هیونجین:یه آمریکانو و چیز کیک شکلاتی
جونگین:الان میارم
جونگین رفت و سفرش رو آماده کرد میخواست ببره که یه مشتری دیگه اومد
جونگین:فلیکس بیا این سفارش رو برای میز 8 ببر
[آره فلیکس اینجا کار میکنه]
فلیکس:اومدم
فلیکس سمت میز 8 رفت
فلیکس:سلام بفرمایید سفارشتـ-
هـ…هـ…هیون…هیونجین
هیونجین:با صدای آشنایی که شنیدم به بالا نگاه کردم اون…امکان نداره فلیکس بود جوجه کوچولوم احساس کردم دوباره عاشقش شدم ولی نه:
فلیکس میخواست هیون رو بغل کنه که…
ادامه دارد…
امیدوارم خوشتون اومده باشه عسلیا
پارت بعد رو کی بزارم؟
یک سال بعد::
ویو هیونجین::
از موقعی که جوجه کوچولوم تنهام گذاشت یک سال میگذره از اون روز حتی دیگه مدرسه هم نیومد!
منو لینو خیلی تغییر کردیم و سردتر شدیم الان بزرگترین مافیاهای جهانیم
خیلی چیزا از اون موقع تغییر کرده مثلا من و یجی باهم ازدواج کردیم با اینکه خودم راضی نبودم ولی مجبور شدم لینو هم همینطور اونم با اهیون ازدواج کرد
من دیگه به فلیکس هیچ حسی ندارم و ازش خوشم نمیاد
خب دیگه دیره من برم شرکت
منشی:آقای هوانگ شرکت رئیس شرکت لی میخواد شما رو ببینه
[فلیکس نه ها لینو]
هیون:برای فردا برنامه بچین هر ساعتی که وقت خالی دارم[خیلی سرد و جدی]
منشی:چشم
هیون:گشنمه باید برم کافه
بلند شدم و سمت کافه همین نزدیکی ها رفتم نشستم روی صندلی و منتظر موندم تا بیان سفارشم رو بگیرن
جونگین:بفرمایید سفارشتـ-
هیونجینننننننن
هیونجین:جونگین:[سرد]
جونگین:آره منم تو چقدر عوض شدی
هیونجین:آره مجبور شدم عوض شم[سرد]
جونگین:خوشحال شدم دیدمت حالا سفارشت رو بگو
هیونجین:یه آمریکانو و چیز کیک شکلاتی
جونگین:الان میارم
جونگین رفت و سفرش رو آماده کرد میخواست ببره که یه مشتری دیگه اومد
جونگین:فلیکس بیا این سفارش رو برای میز 8 ببر
[آره فلیکس اینجا کار میکنه]
فلیکس:اومدم
فلیکس سمت میز 8 رفت
فلیکس:سلام بفرمایید سفارشتـ-
هـ…هـ…هیون…هیونجین
هیونجین:با صدای آشنایی که شنیدم به بالا نگاه کردم اون…امکان نداره فلیکس بود جوجه کوچولوم احساس کردم دوباره عاشقش شدم ولی نه:
فلیکس میخواست هیون رو بغل کنه که…
ادامه دارد…
امیدوارم خوشتون اومده باشه عسلیا
پارت بعد رو کی بزارم؟
- ۲.۲k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط