{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش رسالتم

کاش رسالتم
خوشحال کردن تمام آدم‌ها بود.
هر صبح، کوله‌ام را پر می‌کردم
از خوشبختی و حالِ خوب و
می‌رفتم وسط پیاده‌روهای شهر و
هرکس را که غمگین و تنها دیدم
یک مشت حال خوب
می‌ریختم توی جیبش و
اگر کسی را محتاج دیدم،
یک مشت خوشبختیِ ماندگار به او می‌بخشیدم و تا کوله‌ام خالی نمی‌شد،
بر نمی‌گشتم!
کاش رسالتم تکثیر خوشبختی و
حالِ خوب میان آدم‌ها بود و
برای پایان رنج‌های زمین،
تمام شهرها و روستاها را می‌گشتم
و از تمام کوچه‌ها و خیابان‌ها می‌گذشتم
و تمام آدم‌ها را ملاقات می‌کردم.

#نرگس_صرافیان_طوفان🌱🌸
دیدگاه ها (۰)

صبور باشچیزهای خوب زمان می‌برندامپراطوری‌ های بزرگیک روزه سا...

خدا هر لحظهدر حالِ کامل کردن ماست؛چه از درون و چه از بیرونهر...

آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسدپس بیا با عشق،فصل بغض‌مان را...

علیرضا روشن میگه: اندوهگین نباش سرزمین من! در شکاف زخم های ت...

fallible love(عشق خطا پذیر)چند پارتی

ONLY MINE PART 5ویو ا/ت . از احساس گردن و کمر درد از خواب بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط