{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p𝑎𝑟𝑡3
اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛


شیلا:آقای کیم من مین شیلام خواهر مین یونگی همونی که شمارو نجات داد ولی شما چیکار کردین؟شما اونو کشتین الان اینجام تا انتقام برادرم رو بگیرم.....

ویو جین:
چی؟اون مژن شیلا بود؟خواهر شوگا؟الان برای انتقام برادرش اومده؟اون نمیدونه من برادرش رو نکشتم معلومه خون جلوی چشماش رو گرفته بهتره عکس العملی نشون ندم

جین:‌.......

شیلا:آقای کیم میبینم که ساکتین....حرفی ندارین؟البته اول شکنجتون میدم بعد میکشمتون........نگهباناااااا(داد)

نگهبان:بله خانم؟

شیلا:این آقا رو ببرین و بندازین داخل اتاق شکنجه دست و پاش رو ببندین تا خودم بیام

ویو جین:
اول میزارم جوری فکر کنه که همه چیز انگار داره به نفع اون پیش میره بعد غافلگیرش میکنم......


~شیش سال قبل~
یونگی:جین هیونگ
جین:یونگی چطوری؟
یونگی:خوبم،یه مئموریت دارم پول خوبی به جیب میزنیم....
جین:خوبه،اما من کار دارم نمیتونم بیام،باید یه پرونده رو تکمیل کنم
یونگی:باشه خب خودم میرم فقط چند تا بادیگارد بهم بده
جین:باشه
~چهار ساعت بعد~
بادیگارد:آقاااااا(داد)
جین:چته؟
بادیگارد:آقای مین یونگی(نفس نفس)اونو.....ک.....کشتن.....
جین:چییی؟؟؟؟





ادامه دارد..........
دیدگاه ها (۱)

نارنگیا سه پارت از این فیک آپلود کردم خسته شدم چند دقیقه دیگ...

𝑝𝑎𝑟𝑡4اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛(زمان حال)پرش زمانی دو روز بعد~ویو شی...

𝑝𝑎𝑟𝑡2اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛ویو جین:داشتم ویسکی میخوردم که دیدم د...

𝑝𝑎𝑟𝑡1اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛ویو شیلا:اه این پرونده چقدر پیچیدس به...

𝑝𝑎𝑟𝑡7اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛نوشته های داخل نامه:(از زبون یونگی)سل...

𝑝𝑎𝑟𝑡5اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛ویو شیلا:کلفت ترین شلاقم رو برادشتم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط