زندگی من یه مردگی عجیب رو شروع کرده و تو فکر میکردی میتو

زندگی من یه مردگیِ عجیب رو شروع کرده و تو فکر میکردی میتو

زندگی من یه مردگیِ عجیب رو شروع کرده و تو فکر میکردی میتونی این مردگی رو شکست بدی‌؟
من اون شب فهمیدم دست‌ های تو لازمه‌ ی زندگیِ منن؛ اما یا اون دست‌ ها برای پوشوندن غم من زیادی کوچیکن یا غم من بزرگتر از قلب پاکِ توعه؟
- دزیره، کیم تهیونگ

#تهکوک
#ویکوک
#تهیوگگ
#جونگکوک
#هوپمین
#جیهوپ
#جیمین
#دزیره
دیدگاه ها (۳)

✲ رستگاری همیشه به معنای جبران گذشته نیست...✍️ : گاهی فقط به...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

عشق منp۵۶کوک:میخواستی اون جونگهیون عوضی براش پدری کنه بگو ا‌...

My lovely neighbor part : 74

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

ددی خون آشام من

وقتی...( درخواستی)

I fell for my doctor- part 12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط