{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترس شیرین pt 14

ترس شیرین pt 14
-پس میخوای کثیف بازی دربیاری فرانک؟باشه
5...
&زودباش کیم.
4...
&نکنه نمیتونی ببری
3...
&اگه ببازی خودم می‌کشمت
2...
1...
سکوت همه جارو گرفت و بعد با تشویق کردن و داد زدن مردم معلوم شد که تهیونگ این دفعه هم بازی رو برد.
شوگا که با افتخار به تهیونگ نگا میکرد به سمت جیمین خم شد
&ببین.ویکتور دوستت رو دزدید
.
هانا که متوجه تموم شدن بازی شد تعجب کرد که چرا اون مرد واینمیسه
+هعی کجا داری میری
جوابش سکوت بود
+با توام نگه دار
با کم شدن سرعت موتور نفس عمیقی کشید،وقتی که توقف کردن تهیونگ کلاهش رو برداشت و نیم روخش رو به سمت هانا کرد
-دلت تنگ شده بود برام کبوتر؟
+ت...تو؟
هانا از موتور اومد پایین و کلاهش رو درآورد.
-چی شد خوشت نیومد؟
تیهونگ هم همراه هانا پیاده شد به سمتش اومد
-دوست نداری دوبار امتحانش کنی،پیچیدن دستات دور کمرمو میگم
الان این آدم از اینکه هانا زخمیش کرده بود ازش عصبی نبود؟نمیخواست بلایی سرش بیاره ؟
هانا قدمی سمت تهیونگ برداشت و یقه اش رو گرفت
+گورتو گم کن تیهونگ،نزار به چیزی که نمیخوام تبدیل شم.
-هرچی باشه قبول میکنم
هانا با حرفای تیهونگ دستاش رو از یقه مرد برداشت
+تو یه شیطانی تهیونگ
و بعد پشتش رو کرد و سعی کرد از مرد دور بشه که دستی دور کمرش حلقه شد و بعد از روی زمین بلند شد
-و تو یاد میگیری این شیطان رو دوست داشته باشی هانا،چون تو تنها کسی هستی که جلوش زانو میزنه.
ولی بعد خیلی راحت دختر رو موتور گذاشت و تاجایی که می‌تونست گاز داد و از اونجا دور شد.
+چیکار می‌کنی کجا میری؟
-جایی که شک ندارم خوشت میاد؟
با سرعتی که تهیونگ داشت هانا برای امنیت خودش مجبور بود کمرش رو بگیره
+مگه اینکه قبرستون باشه
-شاید باشه
+دو قطبی روانی.
دیدگاه ها (۰)

ترس شیرین pt 13دختری که با شلوارک کوتاه و جذب وسط بین موتو...

ترس شیرین pt 12 جیمین به سرش زده بود بره شرط بندی کنه،و وق...

ترس شیرین pt 11 جیمین برای بهتر کردن حال هانا فردا اون روز...

ترس شیرین pt8¥خب چی شد حالش خوب بود؟هنوز نفس میکشید؟مینهو گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط