تیغ برندهی عشق تو
[《تیغ برندهی عشق تو》]
[رمان در خواستی]
دختری که در یکی از خانواده های مافیایی روس به دنیا اومده.
خانواده ای با دنیای تاریک ، دنیایی خونی و پر از زخم های گلوله...
استلا بزرگترین اشتباه خانوادش بوده..
این خانواده از مادری احساساتی و به شدت شکاک و پدری عصبی و بی رحم تشکیل شده...
خانواده ای داشت که بخاطر هوس بازی های پدرش ، مجبور به ازدواج شده بودن.
پدرش بهخاطر استلا مجبور به ازدواج شده بود.. باید عواقب هوس بازی شو گردن میگرفت...
پدر مادری داشت که خیلی وقت بود تردش کرده بودن، و تنها اون رو باعث این وصلت اشتباه میدونستن..
مادر و پدر استلا وصلتشون از اول هم اشتباه بوده، که بالاخره تصمیم گرفته بودن از هم طلاق بگیرن، و حالا از طلاق مادر پدرش دوسه سالی که میگذره و استلا مونده و یه باندی که هیچ وارث پسری نداشت، و به ناچار مجبور میشه بعد از مرگ ناگهانی پدرش مسئولیت سنگین باند پدرش رو گردن بگیره..
.
.
این دختر چطور ممکنه دشمن قسم خورده باند پدرش رو اقوا کنه؟
مردی از دنیایی تاریک تر از دنیایی بیرحم تر، از دنیای خودش.. دنیایی پر از هوس و بدون هیچ عشقی.. چطور ممکنه بعد از برخوردش با اون چشمای اقوا گر، تمام وجود اون دختر بشه بزرگ ترین نقطه ضعفش...
نقطه ضعفی که بعد از از دست دادنش دیگه قلبش نمیتپید ، عصبی داغون شده بود، فقط تنها اون دختر میتونست کاری کنه که دوباره نفس بکشه...
شب های زیادی بعد از ترک کردن عاقوش گرم اون دختر رو با مستی می گذروند...
.
انگار دنیا داشت برای هر دوعه اونها جبران میکرد.. به اونها درد عشق رو چشونده بود..
(شخصیت های اصلی و فرعی:__
کاتیا (خواهر دیوید)
استلا (شخصیت اصلی دختر)
میتو
دیوید کیم(شخصیت اصلی مرد)
ایگور (پسر عموی استلا)
هیزل (دختر عموی استلا)
الکسا
سارا
با بقیه شخصیت ها ادامه رمان آشنا میشید:)
[رمان در خواستی]
دختری که در یکی از خانواده های مافیایی روس به دنیا اومده.
خانواده ای با دنیای تاریک ، دنیایی خونی و پر از زخم های گلوله...
استلا بزرگترین اشتباه خانوادش بوده..
این خانواده از مادری احساساتی و به شدت شکاک و پدری عصبی و بی رحم تشکیل شده...
خانواده ای داشت که بخاطر هوس بازی های پدرش ، مجبور به ازدواج شده بودن.
پدرش بهخاطر استلا مجبور به ازدواج شده بود.. باید عواقب هوس بازی شو گردن میگرفت...
پدر مادری داشت که خیلی وقت بود تردش کرده بودن، و تنها اون رو باعث این وصلت اشتباه میدونستن..
مادر و پدر استلا وصلتشون از اول هم اشتباه بوده، که بالاخره تصمیم گرفته بودن از هم طلاق بگیرن، و حالا از طلاق مادر پدرش دوسه سالی که میگذره و استلا مونده و یه باندی که هیچ وارث پسری نداشت، و به ناچار مجبور میشه بعد از مرگ ناگهانی پدرش مسئولیت سنگین باند پدرش رو گردن بگیره..
.
.
این دختر چطور ممکنه دشمن قسم خورده باند پدرش رو اقوا کنه؟
مردی از دنیایی تاریک تر از دنیایی بیرحم تر، از دنیای خودش.. دنیایی پر از هوس و بدون هیچ عشقی.. چطور ممکنه بعد از برخوردش با اون چشمای اقوا گر، تمام وجود اون دختر بشه بزرگ ترین نقطه ضعفش...
نقطه ضعفی که بعد از از دست دادنش دیگه قلبش نمیتپید ، عصبی داغون شده بود، فقط تنها اون دختر میتونست کاری کنه که دوباره نفس بکشه...
شب های زیادی بعد از ترک کردن عاقوش گرم اون دختر رو با مستی می گذروند...
.
انگار دنیا داشت برای هر دوعه اونها جبران میکرد.. به اونها درد عشق رو چشونده بود..
(شخصیت های اصلی و فرعی:__
کاتیا (خواهر دیوید)
استلا (شخصیت اصلی دختر)
میتو
دیوید کیم(شخصیت اصلی مرد)
ایگور (پسر عموی استلا)
هیزل (دختر عموی استلا)
الکسا
سارا
با بقیه شخصیت ها ادامه رمان آشنا میشید:)
- ۱۱.۴k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط