{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم از شهر تو هرگز نگرانم نشدی

.

رفتم از شهرِ تو هرگز نگرانم نشدی ،
سوختم در غم و پیگیرِ جهانم نشدی ،

من به پایت همه یِ زندگی ام رفت به باد
بعدِ مرگم تو ولی فاتحه خوانم نشدی!

قلبِ دیوانه ی من بند به چشمانِ تو بود
پلک بر هم‌نگشودی ضربانم نشدی  . .

من به پاییز تو دل بستم و پژمرده شدم
حیف یک بار تو درگیرِ خزانم نشدی!

سیلِ غم بردلِ من بود و تو با قایق خود
بی تفاوت بگذشتی و امانم نشدی :)

فرق ها بین تو با من ز همان آغاز بود
من دلم تنگ و تا اصلا به گمانم نشدی

ای که رفتی و مرا خون به جگر کرده غمت
باز با این همه هم سیر زِ جانم  نشدی؟
دیدگاه ها (۱۱)

سلام دوستان عزیز صبحتون بخیر و شادیدلم براتون تنگ شده بودخوش...

نوستالژیبانو حمیرا 😊😘🥰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط