عاقبت اغتشاشگری با پلیس آمریکا
عاقبت اغتشاشگری با پلیس آمریکا!😳
همه جای دنیا حق با پلیسه ولی تو ایران نه...
🔻اگر آجر یا بمب آتشزا پرتاب کنید، یا به سمت یکی از معاونان پلیس ما اسلحه بکشید، به خانوادهتان خبر میدهیم که کجا بیایند و بقایای جنازهتان را تحویل بگیرند، چون ما شما را چنان میکشیم که در جا راهی قبرستان شوید
پس داشتی میگفتی که پلیس ایران خیلی
وحشتناک و بیرحمه؟🤨
عه وا بد شد که .. 😂🙌🏻
البته که پلیسای امریکا همیشه پلن اخر رو فقط عملی میکنن👍🏽
زحمتی نمیدن به خودشون کسی را زندانی کنن . مستقیم میفرستنش اون دنیا
✍دوگانگی غرب دقیقاً همینجاست؛
وقتی اعتراض در ایران شکل میگیره، اسمش میشه «جنبش مردمی»، «اعتراض صلحطلبانه» و بلافاصله پیام حمایت میدن و ژست دفاع از حقوق مردم میگیرن. اما وقتی همون اعتراض داخل خودِ آمریکا اتفاق میافته، ناگهان ورق برمیگرده؛ معترض میشه «اغتشاشگر»، «تهدید امنیت داخلی» و پاسخ، سرکوب شدید، بازداشت و حتی تهدید به ورود ارتش.
برای ایران نسخه حمایت و تشویق میپیچن،
برای مردم خودشون نسخه باتوم، زندان و ارعاب.
اعتراض اگر خارج از مرزهای آمریکا باشه، مقدسه؛
اما اگر به خودِ سیستمشون نزدیک بشه، جرم محسوب میشه.
این همون معیار دوگانهایه که سالهاست باهاش افکار عمومی دنیا رو فریب میدن؛
دو تا حرف، دو تا رفتار، ولی فقط یک منفعت: منافع خودشون.
استاندارد دوگانه در جنگ شناختی
اعتراضات آمریکا؛ سرکوب مجاز، روایت ممنوع
اعتراضات اخیر در آمریکا ــ که بنا بر گزارشها از شهر مینیاپولیس آغاز شد و با بازداشت تعدادی از معترضان همراه بود ــ بار دیگر پرده از یک تناقض عمیق در نظم رسانهای غرب برداشت.
در منطق حاکم بر نظام سیاسی و امنیتی آمریکا، برخورد سخت با معترضان، آشوبگران و اخلالگران نظم عمومی امری کاملاً مشروع و قانونی تلقی میشود. بازداشت، استفاده از نیروهای ضدشورش، محدودسازی تجمعات و حتی اعمال خشونت ساختاری، نهتنها محکوم نمیشود، بلکه ذیل عناوینی چون «حفظ امنیت ملی» و «حاکمیت قانون» توجیه میگردد.
اما همین الگو، زمانی که به ایران میرسد، در چارچوب یک عملیات وارونهسازی شناختی بازتعریف میشود. در روایت مسلط رسانههای غربی، اغتشاش در آمریکا «اعتراض مدنی» نیست که نیازمند حمایت رسانهای باشد، اما در ایران، حتی برخورد قانونی با خشونت و تخریب، فوراً با برچسبهایی چون «سرکوب»، «نقض حقوق بشر» و «بحران مشروعیت» صورتبندی میشود.
این دوگانگی، تصادفی یا ناشی از اختلاف معیار نیست؛ بلکه بخشی از جنگ شناختی سازمانیافته است. هدف، نه دفاع از حق اعتراض، بلکه کنترل روایت و جهتدهی به ادراک افکار عمومی جهانی است.
در این جنگ، آمریکا مجاز به اعمال قدرت است، اما ایران حتی مجاز به روایت امنیت خود نیست.
در واقع، آنچه ممنوع است «برخورد» نیست؛ برخورد ایران است.
همه جای دنیا حق با پلیسه ولی تو ایران نه...
🔻اگر آجر یا بمب آتشزا پرتاب کنید، یا به سمت یکی از معاونان پلیس ما اسلحه بکشید، به خانوادهتان خبر میدهیم که کجا بیایند و بقایای جنازهتان را تحویل بگیرند، چون ما شما را چنان میکشیم که در جا راهی قبرستان شوید
پس داشتی میگفتی که پلیس ایران خیلی
وحشتناک و بیرحمه؟🤨
عه وا بد شد که .. 😂🙌🏻
البته که پلیسای امریکا همیشه پلن اخر رو فقط عملی میکنن👍🏽
زحمتی نمیدن به خودشون کسی را زندانی کنن . مستقیم میفرستنش اون دنیا
✍دوگانگی غرب دقیقاً همینجاست؛
وقتی اعتراض در ایران شکل میگیره، اسمش میشه «جنبش مردمی»، «اعتراض صلحطلبانه» و بلافاصله پیام حمایت میدن و ژست دفاع از حقوق مردم میگیرن. اما وقتی همون اعتراض داخل خودِ آمریکا اتفاق میافته، ناگهان ورق برمیگرده؛ معترض میشه «اغتشاشگر»، «تهدید امنیت داخلی» و پاسخ، سرکوب شدید، بازداشت و حتی تهدید به ورود ارتش.
برای ایران نسخه حمایت و تشویق میپیچن،
برای مردم خودشون نسخه باتوم، زندان و ارعاب.
اعتراض اگر خارج از مرزهای آمریکا باشه، مقدسه؛
اما اگر به خودِ سیستمشون نزدیک بشه، جرم محسوب میشه.
این همون معیار دوگانهایه که سالهاست باهاش افکار عمومی دنیا رو فریب میدن؛
دو تا حرف، دو تا رفتار، ولی فقط یک منفعت: منافع خودشون.
استاندارد دوگانه در جنگ شناختی
اعتراضات آمریکا؛ سرکوب مجاز، روایت ممنوع
اعتراضات اخیر در آمریکا ــ که بنا بر گزارشها از شهر مینیاپولیس آغاز شد و با بازداشت تعدادی از معترضان همراه بود ــ بار دیگر پرده از یک تناقض عمیق در نظم رسانهای غرب برداشت.
در منطق حاکم بر نظام سیاسی و امنیتی آمریکا، برخورد سخت با معترضان، آشوبگران و اخلالگران نظم عمومی امری کاملاً مشروع و قانونی تلقی میشود. بازداشت، استفاده از نیروهای ضدشورش، محدودسازی تجمعات و حتی اعمال خشونت ساختاری، نهتنها محکوم نمیشود، بلکه ذیل عناوینی چون «حفظ امنیت ملی» و «حاکمیت قانون» توجیه میگردد.
اما همین الگو، زمانی که به ایران میرسد، در چارچوب یک عملیات وارونهسازی شناختی بازتعریف میشود. در روایت مسلط رسانههای غربی، اغتشاش در آمریکا «اعتراض مدنی» نیست که نیازمند حمایت رسانهای باشد، اما در ایران، حتی برخورد قانونی با خشونت و تخریب، فوراً با برچسبهایی چون «سرکوب»، «نقض حقوق بشر» و «بحران مشروعیت» صورتبندی میشود.
این دوگانگی، تصادفی یا ناشی از اختلاف معیار نیست؛ بلکه بخشی از جنگ شناختی سازمانیافته است. هدف، نه دفاع از حق اعتراض، بلکه کنترل روایت و جهتدهی به ادراک افکار عمومی جهانی است.
در این جنگ، آمریکا مجاز به اعمال قدرت است، اما ایران حتی مجاز به روایت امنیت خود نیست.
در واقع، آنچه ممنوع است «برخورد» نیست؛ برخورد ایران است.
- ۶۲۸
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط