ادامه صحبت های لینو در مجله ماریو
ادامه صحبت های لینو در مجله ماریو☘️
🐰 : اگه من فقط به خاطر اینکه این همه عشق داریم دریافت میکنیم راضی باشم، حس میکنم آدمیام که به یه حد مشخصی قانع شده و من اینو نمیخوام. به خاطر همین الان دارم کلاس آواز میرم تا بتونم حتی یه ذره بهتر بشم. راستش وقتی تمرین میکنم، فکر میکنم «آها، اینو دیگه کامل بلدم!» ولی وقتی میرسه به اجرای زنده، اونقدرها هم راحت نیست. به خاطر همین باید ادامه بدم به یادگیری تا زمانی که کامل توی وجودم نهادینه بشه.
سوال : آیا تو خودت به عنوان یه فن از موزیک و محتواهای استری کیدز لذت میبری؟ یا اینکه اول از همه تمرکزت روی چیزهایی میره که باعث پشیمونیت میشه؟
🐰 : فکر میکنم من محتواها رو میبینم و میرم توی حالت خاطرهبازی، مثلاً «اون موقع، اوضاع این شکلی بود...» نه خیلی ذوق میکنم نه حسرت میخورم یا ناامید میشم. اون چیزها مال گذشتهست و میدونم اون موقع بهترین کاری که میتونستیم بکنیم رو کردیم. چیزی که الان میخوام روش تمرکز کنم اینه که سخت کار کنم تا دفعه بعد حتی بهتر بشه.
( درمورد بو*سهای فن میتینگ هم حرف زده )
سوال : فکر میکنم توی فنمیتینگ اخیر کلی لحظهی اینطوری (که مردم رو میخندونی) داشتی.
🐰: دیگه چرا، خیلی زیاد. هم اجرا کردیم هم حسابی شوخی کردیم (میخنده). حسابی بهمون خوش گذشت.
سوال : یه لحظه خاص هست که توی ذهنت مونده باشه؟
🐰 : فکر کنم هر چهار روز یه نفر رو بوسیدم (میخنده). جالبه، چون اگه بخوای استیها رو با امبیتیآی توصیف کنی، به نظر میرسه شخصیت خیلی محکمی دارن. اولش همیشه ساکتن، یه دورهای دارن که یه کم خجالتیان. ولی اعضای استری کیدز هم همینطورن. اولش یه کم دستپاچهایم، ولی اواسط برنامه که میگذره، خودمون رو رها میکنیم و حسابی لذت میبریم. به نظر من این روند شده خطمشخصهی ما و هم بامزست هم سرگرمکننده.
سوال : بذار یه سوال مسخره ازت بپرسم. از اونجایی که موتیف «be dee chaumet» یه زنبوره، اگه تو خودت یه زنبور بشی، دوست داری چه چیزی رو به آدمها منتقل کنی؟ زنبورها که به گلها گردهافشانی میکنن، لینو دوست داره چه کاری انجام بده تا به آدمها کمک کنه؟
🐰 : هوم... دوست دارم آدمها رو بخندونم. نه اینکه خیلی مطمئن باشم که میتونم به قهقهه بندازمشون. ولی اگه بتونم توی زندگی روزمره موقعیتهایی درست کنم که آدمها یه کم بخندن و بگن «این دیگه چیه؟»، فکر کنم خوشحال باشم. میدونی که میگن اگه بخندی، اتفاقهای خوب میافته.
(درباره رسیدن «chk chk book» به ۲۰۰ میلیون بازدید)
سوال : این جور موفقیتهای بزرگ رو چطور پردازش میکنی؟ یه جورایی حس میکنم لینو از اون دسته آدمهایی نیست که بیش از حد ذوقزده بشه.
🐰: من زیاد به شکلی که چشمگیر باشه نشون نمیدم، اما سعی میکنم قدردانی خودم رو ابراز کنم. ولی حتی اونم اونقدرا خاص نیست مثل جوری که هیونجین، سونگمین یا هان انجام میدن. یه «ممنونم» ساده برام کافیه (میخنده). ولی بعد از حدود ۸ سال که کنار هم بودیم، حتی اگه کوتاه بیام، استی میفهمه واقعاً چه حسی دارم و من واقعاً بابت این خوشحالم.
🐰 : اگه من فقط به خاطر اینکه این همه عشق داریم دریافت میکنیم راضی باشم، حس میکنم آدمیام که به یه حد مشخصی قانع شده و من اینو نمیخوام. به خاطر همین الان دارم کلاس آواز میرم تا بتونم حتی یه ذره بهتر بشم. راستش وقتی تمرین میکنم، فکر میکنم «آها، اینو دیگه کامل بلدم!» ولی وقتی میرسه به اجرای زنده، اونقدرها هم راحت نیست. به خاطر همین باید ادامه بدم به یادگیری تا زمانی که کامل توی وجودم نهادینه بشه.
سوال : آیا تو خودت به عنوان یه فن از موزیک و محتواهای استری کیدز لذت میبری؟ یا اینکه اول از همه تمرکزت روی چیزهایی میره که باعث پشیمونیت میشه؟
🐰 : فکر میکنم من محتواها رو میبینم و میرم توی حالت خاطرهبازی، مثلاً «اون موقع، اوضاع این شکلی بود...» نه خیلی ذوق میکنم نه حسرت میخورم یا ناامید میشم. اون چیزها مال گذشتهست و میدونم اون موقع بهترین کاری که میتونستیم بکنیم رو کردیم. چیزی که الان میخوام روش تمرکز کنم اینه که سخت کار کنم تا دفعه بعد حتی بهتر بشه.
( درمورد بو*سهای فن میتینگ هم حرف زده )
سوال : فکر میکنم توی فنمیتینگ اخیر کلی لحظهی اینطوری (که مردم رو میخندونی) داشتی.
🐰: دیگه چرا، خیلی زیاد. هم اجرا کردیم هم حسابی شوخی کردیم (میخنده). حسابی بهمون خوش گذشت.
سوال : یه لحظه خاص هست که توی ذهنت مونده باشه؟
🐰 : فکر کنم هر چهار روز یه نفر رو بوسیدم (میخنده). جالبه، چون اگه بخوای استیها رو با امبیتیآی توصیف کنی، به نظر میرسه شخصیت خیلی محکمی دارن. اولش همیشه ساکتن، یه دورهای دارن که یه کم خجالتیان. ولی اعضای استری کیدز هم همینطورن. اولش یه کم دستپاچهایم، ولی اواسط برنامه که میگذره، خودمون رو رها میکنیم و حسابی لذت میبریم. به نظر من این روند شده خطمشخصهی ما و هم بامزست هم سرگرمکننده.
سوال : بذار یه سوال مسخره ازت بپرسم. از اونجایی که موتیف «be dee chaumet» یه زنبوره، اگه تو خودت یه زنبور بشی، دوست داری چه چیزی رو به آدمها منتقل کنی؟ زنبورها که به گلها گردهافشانی میکنن، لینو دوست داره چه کاری انجام بده تا به آدمها کمک کنه؟
🐰 : هوم... دوست دارم آدمها رو بخندونم. نه اینکه خیلی مطمئن باشم که میتونم به قهقهه بندازمشون. ولی اگه بتونم توی زندگی روزمره موقعیتهایی درست کنم که آدمها یه کم بخندن و بگن «این دیگه چیه؟»، فکر کنم خوشحال باشم. میدونی که میگن اگه بخندی، اتفاقهای خوب میافته.
(درباره رسیدن «chk chk book» به ۲۰۰ میلیون بازدید)
سوال : این جور موفقیتهای بزرگ رو چطور پردازش میکنی؟ یه جورایی حس میکنم لینو از اون دسته آدمهایی نیست که بیش از حد ذوقزده بشه.
🐰: من زیاد به شکلی که چشمگیر باشه نشون نمیدم، اما سعی میکنم قدردانی خودم رو ابراز کنم. ولی حتی اونم اونقدرا خاص نیست مثل جوری که هیونجین، سونگمین یا هان انجام میدن. یه «ممنونم» ساده برام کافیه (میخنده). ولی بعد از حدود ۸ سال که کنار هم بودیم، حتی اگه کوتاه بیام، استی میفهمه واقعاً چه حسی دارم و من واقعاً بابت این خوشحالم.
- ۵۹۱
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط