{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نهنگپنجاهدوهرتز

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز 🐋

#پارتِ_اول



تنها صدای که به گوش می‌رسید...تیک تاک ساعت بود..

یک روزِ دیگه..یه زندگیِ حوصله سر بره دیگه..

شایدم فقط برای کیم تهیونگ اینجوری می‌گذشت..

پاهاشو روی هم‌انداخته بود؛
قهوه ش سرد شده بود..
هر روز از خودش می‌پرسید..من چرا به این دنیا اومدم؟دنیای که برای من هیچ چیز جز بدی،نامردی و غم نداشته.

اصلا مگه چه گناهی کرده بود؟مقصر هیچ چیز اون نبود..اما همه ی کاسه ها در آخر سر اون میشکست..


صدای در زدن سکوتِ وحشتناکِ اتاق رو در هم شکست..جین بود،دوستِ تهیونگ.


جین:تهیونگ..بازم که روی صندلی مثل شکست خورده ها دراز کشیدی و به افق خیره شدی؛بلند شو ببینم.
قرار بود طرح زمین هارو چک کنی و اجازه ی ساخت و ساز رو صادر کنی،اینکارو کردی؟!



تهیونگ:خب...راستش جین؛حوصله ندارم حتی قهوه ام رو تموم کنم،میشه بزاری یه روز دیگه؟
الان خسته ام


جین:هوفف..تهیونگ! رئیس این شرکت تویی،تو باید دستور بدی نه من...

حالا ام اگه میخای کارارو بنداز یه روز دیگه؛ولی بازم‌ میگم،اگه تا چند روز دیگه طرح رو چک‌نکنی و اجازه رو صادر نکنی ممکنه از شرکت شکایت کنن،
اونوقت پایِ تو گیره.

ویو تهیونگ*
باید چیکار میکردم؟از وقتی یادم میاد زندگی من اینجوری بوده..همینقدر بی روح..همینقدر تنها...

حوصله ی انجام کاری رو ندارم و حالا جین‌ گیر داده که پاشم این پرونده هایِ مزخرف رو چک کنم،این طرح های مسخره رو نگاه بندازم...

تهیونگ:آه جین..محض رضایِ خدا؛هر اتفاقی ام بیوفته باز من تا آخر همین هفته طرح رو چک میکنم و اجازه ی ساخت و ساز رو براشون صادر میکنم،نگران نباش.

ویو جین*

جین:تهیو_

خواست ادامه ی حرفشو بگه که صدای محکم باز شدنه در هوش رو از سرش پروند..
اون مرتیکه ی عوضی باز اومده بود،اومده بود تا دوباره پسری که هیچ جوره گردنش نمی‌گرفت رو عذاب بده.


کیم بیونگ هو(پدر تهیونگ):اون پسره ی عوضی کجاست؟

ویو تهیونگ*
با یه صدای آشنا از جا پریدم،کابوس تمام این ۳۰ سالی که زندگی کردم اینجا بود..کسی که زندگی رو برام جهنم کرد اینجا بود..باز چی میخواست؟میخواست دوباره کتکم بزنه؟دوباره بهم بفهمونه که حاصل یه اشتباهم؟دوباره جلوی همه منو کوچیک کنه؟


تهیونگ:پ-پدر_*ترس+لکنت

کیم یونگ هو بدون اینکه اجازه بده پسرک بیچاره ادامه ی حرفشو بزنه،جلوش می ایسته و با یه سیلی صورتشو قرمز میکنه..

یونگ هو:تویِ عوضی....بازم باعث بی آبرویی من شدی..*عصبی+فریاد

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۰)

اسم فیک:: #نهنگ_پنجاه_دو_هرتز 🐋.معرفی شخصیت ها::💙🐋کیم تهیونگ...

بنر رمان جدید بعد اون فیک ها که تمام شد آپ میشه

part 1"ناتنی"کیم تهیونگ:۱۵ سالهجئون جونگکوک: ۸ ساله"سال ۱۹۹۰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط