ترجمه
ترجمه:
*سوال برای نامجون: کسی تا حالا سوار ماشینی شده که RM رانندگیش کرده باشه؟»
تهیونگ: «خیلی ترسناکه.»
جیمی: «ترسناکه؟»
تهیونگ: «آره.»
جیمی: «RM، این انصاف نیست. من فکر میکنم تو رانندهی خوبی هستی.»
نامجون: «نه، من توی ۳۱ سالگی گواهینامه گرفتم. همه بهم میگفتن: "به خاطر دنیا، به خاطر آرامش، پشت فرمون نشین، ممکنه تصادف کنی یا یه همچین چیزی." و منم فکر کردم آره آره… حتی پدر و مادرم هم همینو میگفتن، پس…»
نامجون: «الان گواهینامه دارم، ولی فکر میکنم همه دلشون نمیخواد باهام سوار شن.»
جیمی: «خیلی ترسناکه؟»
نامجون: «آره، شاید. حتی برای خودمم ترسناکه.»
جیمی: «آره آره، فکر میکنم از پسش برمیای.
*سوال برای نامجون: کسی تا حالا سوار ماشینی شده که RM رانندگیش کرده باشه؟»
تهیونگ: «خیلی ترسناکه.»
جیمی: «ترسناکه؟»
تهیونگ: «آره.»
جیمی: «RM، این انصاف نیست. من فکر میکنم تو رانندهی خوبی هستی.»
نامجون: «نه، من توی ۳۱ سالگی گواهینامه گرفتم. همه بهم میگفتن: "به خاطر دنیا، به خاطر آرامش، پشت فرمون نشین، ممکنه تصادف کنی یا یه همچین چیزی." و منم فکر کردم آره آره… حتی پدر و مادرم هم همینو میگفتن، پس…»
نامجون: «الان گواهینامه دارم، ولی فکر میکنم همه دلشون نمیخواد باهام سوار شن.»
جیمی: «خیلی ترسناکه؟»
نامجون: «آره، شاید. حتی برای خودمم ترسناکه.»
جیمی: «آره آره، فکر میکنم از پسش برمیای.
- ۳.۶k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط