دختر زودتر راه می‌رود

دختر، زودتر راه می‌رود

دختر، زودتر راه می‌رود

زودتر به تکلم می افتد

زودتر به سن تکلیف می‌رسد

اصلاً انگار از همان اول، عجله دارد

انگار هیچ وقت برای خودش وقت ندارد

حتی بازی‌هایش، رنگ و بوی جان بخشیدن دارد

چنان معصومانه عروسکش را در آغوش می‌فشارد؛ گویی سال‌هاست طعم شیرین مادری را چشیده است.
دیدگاه ها (۰)

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

داستان دختر برفی

سناریو ی ماه سرخ: پارت ۲

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

{محکوم به لمس } part ۱۳ 杂交种نگاهی به لباس عروسش انداخت لحنش ...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط