{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با مامانم داشتم سر گرونی سیب زمینی صحبت میکردم یهو دیدم د

با مامانم داشتم سر گرونی سیب زمینی صحبت میکردم یهو دیدم دارم در مورد اون شب که دیر اومدم خونه جواب پس میدم.
داستان چیه؟ چرا همیشه اینطوری میشه؟
🤣🤣🤣🤣🤣😂
دیدگاه ها (۰)

😂♡ ㅤ  ❍ㅤ     ⎙ㅤ   ⌲ ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ     ˢʰᵉʳ@armin_...

نشو دلگیر دلبر

سم خالص😆🤣😂

😐😂😐•

عشق ناگهانیℙ:𝟛کوک:فعلا بیا بریم کنسرت من با اعضا صحبت کردم ب...

آنا:رسیدم دم در خونه که یکی دستمو گرفت دیدم جونگ کوکه جونگ ک...

امروز یه جمله شنیدم و بخاطر اون جمله کل امروز داشتم زجر میکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط