گاهی یک شب....
گاهی یک شب....
برای یک خانواده تا آخر عمر تمام نمیشود...
مادری تا آخر عمر چشم انتظار ماند.
پدری با هزار حسرت به قاب عکس پسرش خیره شد.
خواهر کوچکی، شاید هنوز نفهمیده چرا برادرش دیگر بر نمی گردد.
برادری تکیه گاهش را از دست داد. و کسی که دوستش داشت تمام رؤیاهایش را در یک لحظه به دست خاطره سپرد.
جنگ فقط جان انسانها را نمی گیرد لبخند یک خانواده را میگیرد آرامش یک خانه را میگیرد
و بر می گردم»هایی را برای همیشه ناتمام میگذارد.
نمیدانم دقیقا تو همین دقایق خونواده هاشون تو چه حال و روزی هستن فقط امیدوارم بیش از این دیگر خانواده ای با از دست دادن عزیزی بخاطر جن//گ داغی به دلش نمونه..
خدا به همه خانواده های داغدار صبر بده.🕊🥀
برای یک خانواده تا آخر عمر تمام نمیشود...
مادری تا آخر عمر چشم انتظار ماند.
پدری با هزار حسرت به قاب عکس پسرش خیره شد.
خواهر کوچکی، شاید هنوز نفهمیده چرا برادرش دیگر بر نمی گردد.
برادری تکیه گاهش را از دست داد. و کسی که دوستش داشت تمام رؤیاهایش را در یک لحظه به دست خاطره سپرد.
جنگ فقط جان انسانها را نمی گیرد لبخند یک خانواده را میگیرد آرامش یک خانه را میگیرد
و بر می گردم»هایی را برای همیشه ناتمام میگذارد.
نمیدانم دقیقا تو همین دقایق خونواده هاشون تو چه حال و روزی هستن فقط امیدوارم بیش از این دیگر خانواده ای با از دست دادن عزیزی بخاطر جن//گ داغی به دلش نمونه..
خدا به همه خانواده های داغدار صبر بده.🕊🥀
- ۷۲۸
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط