خب خب میخوام برم سناریو آیزن بسازم (اثرات نداشتن پولی باز
خب خب میخوام برم سناریو آیزن بسازم (اثرات نداشتن پولی بازه🗿🚬)
خب اهم
تو و آیزن با هم دیگه نامزد بودین
انقدر همو دوست داشتین فقط لباتون رو ی هم بودح(به شوهرم دست بزنی میکنمت)
خلاصه یه روز توی تخت تو از پشت توی بغل آیزن نشسته بودیح😝
سرت تو گوشی بود و آیزن هر ۵ دقیقه گردنتو بوس میکرد و دست به سینه هات میزد و محکم فشار میدادو تو گوشت حرفای زشت میگفت🤡🎀
تو اعصاب خط خطی شد و محکم توی گوش آیزن زدی و رفتی توی اتاق دیگه قهر کردی🗿🚬
(کصخلی؟)
آیزن رفت بیرون و ساعت ۳ صبح برگشت👹
تو مثلا خوابیده بودی بعدش آیزن مست بود و اومد دست و پاهات و دهنتو گرفتو محکم کردت🗿🚬
انقدر محکم کرد که تو چشمات سفیدی رفت و اندازه آبشار ازت ارگاسم اومدح😝🖕
آیزن کصتو لیسید و کنارت خوابید و در سالیان سال این دو بزرگوار دارای ۲۶ قلو شدن👹
پایان🌚🤓
آیزن ببخشید آیزن امشب منو میاد میگاعه آیزن نکننن
آخه چند بار دیدی آیزن کص بنده ی خدا رو بلیسه🤣
یا اینشگلی باشه آیزن با یه نگاه نگتیز تورو ارگاسم میکنه🤓🌚
خب اهم
تو و آیزن با هم دیگه نامزد بودین
انقدر همو دوست داشتین فقط لباتون رو ی هم بودح(به شوهرم دست بزنی میکنمت)
خلاصه یه روز توی تخت تو از پشت توی بغل آیزن نشسته بودیح😝
سرت تو گوشی بود و آیزن هر ۵ دقیقه گردنتو بوس میکرد و دست به سینه هات میزد و محکم فشار میدادو تو گوشت حرفای زشت میگفت🤡🎀
تو اعصاب خط خطی شد و محکم توی گوش آیزن زدی و رفتی توی اتاق دیگه قهر کردی🗿🚬
(کصخلی؟)
آیزن رفت بیرون و ساعت ۳ صبح برگشت👹
تو مثلا خوابیده بودی بعدش آیزن مست بود و اومد دست و پاهات و دهنتو گرفتو محکم کردت🗿🚬
انقدر محکم کرد که تو چشمات سفیدی رفت و اندازه آبشار ازت ارگاسم اومدح😝🖕
آیزن کصتو لیسید و کنارت خوابید و در سالیان سال این دو بزرگوار دارای ۲۶ قلو شدن👹
پایان🌚🤓
آیزن ببخشید آیزن امشب منو میاد میگاعه آیزن نکننن
آخه چند بار دیدی آیزن کص بنده ی خدا رو بلیسه🤣
یا اینشگلی باشه آیزن با یه نگاه نگتیز تورو ارگاسم میکنه🤓🌚
- ۵۱۶
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط