{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا پس از آن که تو را به من معرفی کرد

خدا پس از آن که تو را به من معرفی کرد
         به خانه‌اش برگشت.
         فکر کردم برایش نامه‌ای بنویسم
         روی کاغذ آبی
         پوشیده در پاکتی آبی
         شسته شده با اشک‌هایم
         و نامه را این‌گونه شروع کنم:

         دوست خوب من...❤️

#نزار_قربانی
#عاشقتم
#ابدی_من
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

چو آه در تن بی روح نی دمیده شدمسکوت بودم و با یک نفس شنیده ش...

خدا سفالگری چیره‌دست و ماهر شدشبی که با هیجان پیکر تو حاضر ش...

عشـق… ما را به رهایی می کشد...!به گوشه‌ای دنج!به خیالی آرام...

چه وسوسه ای داردخدا بودن !فکرش را بکنهمیشه کنار تو نزدیک تر ...

پارت۵ فیک صبر کردم تا همه بیدار شن جین زود تر از همه بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط