{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یهو یاد این افتادم که ارمی بودم اخر شبا با ارمی گفتناشون

یهو یاد این افتادم که ارمی بودم اخر شبا با ارمی گفتناشون عر میزدم 😭😭😭
دیدگاه ها (۴)

هیونجین عشقم؟؟؟

الهیییی فقط نگاه اخرش

عاححح چقد این حس خوبیهههه

چشاش شبیه کراشمه هر وقتدلم تنگ شد نگاش میکنم

فن سه تفنگدار میگه: من ۷ صبح با اینکه نشسته بودم ۶ ساعت داشت...

وایییی یه بار داشتم با فیقم حرف میزدم بعد یهو از دهنم در اوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط