{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او می رفت و

او می رفت و
در من قاصدکی بود
که رویایش را
به باد می سپرد


#امیرعلی_قربانی



https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۳۳)

من در دایره ای گیر افتاده امو هرشب به همین جا بر می گردمدر ج...

بی‌تابی‌ماهفاش میـسازد راز ما راشب می‌داندشاعری بیدار است#ام...

شب پر از ستاره را بس فراوان دیده‌ایمآن شب که ماه را به کمال ...

نبودنت رادر خیابان‌های شهر قدم زدم تا پاییز زیر قدم‌هایم تما...

🔵دامنه‌ی اصلی #تلگرام در رجیستری .me به حالت تعلیق درآمددامن...

مداد چشم شمعی شیگلم💗 🌿- نرم و روان- رنگدانه بسیار بالا و غلی...

🌱🍃 #صبح،چشم گشودو کودکِ درونِ من،در قابِ پنجره‌یِ اتاق،به دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط