{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها
دیدگاه ها (۱)

امروز بیشتر از دیروز" دوستت دارم "و فردابیشتر از امروز .و ای...

قوی باش..، چون خُدا فقط کسی رو لبه پرتگاه زندگیش میرسونه که...

اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی،بوته ای در دامنه ای ...

آدم مذهب را ساخت ...اما مذهب آدم را نساخت!نخستین مذهب آدم ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط