نوشته بودگاهیوقتا حس میکنم روح آدما بین چرخ دندهها ا

نوشته بود:«گاهی‌وقتا حس می‌کنم روح آدما بین چرخ دنده‌ها اسیر شده.» می‌دونی می‌خواد بگه بلاتکلیفیم، بلاتکلیف. هی بخوای و نتونی کاری کنی. هی به هر دری بزنی و نشه . . . سخته.

دیدگاه ها (۰)

قصه‌م اما نه عاشقونه‌س، نه غریب.قصه‌م تلخه . . . مثل حقیقت.

تقدیر، مثل گلوله، همیشه در راه است، گاهی پنج دقیقه دیر می‌رس...

در من کسی آهسته می‌گرید . ‌ . .

تعجب نکن شنیدی به گله زده شیر .

You must love me... P13

عاشق‌ممنوعه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط