{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صحبت های پایانی تهیونگ

صحبت های پایانی تهیونگ

🐻:خب... در مورد خودم... چند روز پیش، در اولین روز کنسرت، اونقدر هیجان‌زده بودم که بیش از حد آواز خوندم در نهایت، وقتی همه چیز تموم شد، گردنم درد گرفت.

🐻: و حالا... دارم به آرمیا نگاه می‌کنم و درد به طرز جادویی ناپدید شده. واقعاً شگفت‌انگیزه، نه؟ انگار جادو شده!

🐻: در کل، من باید تقریبا هشتادمین سخنرانی پایانیم رو می‌گفتم و مدت زیادی فکر کردم که چطور اونو بسازم. در نهایت تصمیم گرفتم که بهتر است فقط درباره زندگی عادی‌ام صحبت کنم.

🐻: دیروز شابو-شابو* خوردم. خیلی خوشمزه بود. و درباره خواب... حدود ساعت دوازده و نیم شب خوابیدم. پس خوب خوابیدم!
(اعضا شوخی می‌کنن: «وای، زود خوابیدی!»، «عالیه!»، «داستان خوبی بود!»)
🐹: همین بود؟
🐻: بله! اوه، من همه شما رو دوست دارم... خب، همین بود.

💜لايک و بازنشر و کامنت یادت نره💜
دیدگاه ها (۰)

صحبت های پایانی یونگی:🐱:برای تور آریرانگ خیلی کار کردیم تا ج...

صحبت‌های پایانی جیهوپ🐿️: بچه‌ها امروز چطور بودید؟ بهتون خوش ...

صحبت‌های پایانی جیمین🐥: من هم از همه‌تون خیلی ممنونم. از امش...

صحبت‌های پایانی جونگ‌کوک🐰: فکر کنم من هم باید تعظیم کنم. امر...

مدرسه جادویی ~پارت ۲~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط