{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دعوای من و رفیقم علی برا این که رفیقمون مرتضی رو از بالا

دعوای من و رفیقم علی برا این که رفیقمون مرتضی رو از بالا ارتفاع انداختن تو رودخونه مرتضی الان دستش شکسته و نمیتونه راه بره و بی هوشه دعوا تا ساعت چهارنیم صبح پنج صبح ادامه داشت ولی تونستیم طرفو ناقص کنیم سر طرف شیش تا بخیه خورده علی رفیقم سر طرفو گرفت گذاشت رو پله کنار من همش کون کارد میزد من میخندیدم اخر سر طرف با اون سنش با گریه رفت منم بلند میخندیدم😂😂 😂 حقش بود میخاست رفیقمونو نندازه تو رود خونه تازه پشت سرمم گوه خوری کرده بود وقتی علی رو پله داشت جون کارد میزد طرفو علی همش میگفت بگو ببخشید یا بازم بزنمت هیچی نکفت داشت گریه میکرد علیم همونجوری کنن کارد میزد
دیدگاه ها (۶)

سم خالص با رفیقام

وقتی حامله ای و اخرای ماهته و خیلی درد داری و خیلیییییی کیوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط