{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زيبا بخواند

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زيبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآيي
قصه عشق انسان بودن ماست
دیدگاه ها (۱۲)

با کسی باش که کنارش آرامش داری، کنارش خود واقعیت هستی ، که ح...

وقتی به پارک می روم ، پیرمردهایی می بینم که در سکوت به نقطه ...

ميگم دلبر...دلم تنگته تآ بينهآيت!ميدونى از چه حجم بينهايتى ا...

اگر به آخر دنیا رسیده‌ای برگرد به هر بهانه دل از من بریده‌ای...

#شعر_قدیمی 🤍کفر سر زلف تو ایمان ماستدرد غم عشق تو درمان ماست...

در وجود عمق نام ها رقص ما بی نام خواهد ماند آنان ما را می‌بی...

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط