داستان مجال و علی نصیرنژاد

داستان ۱۳- مُجال و علی نصیرنژاد

‏یه پاسبان اصطبل که اسم #شاه روشه
دیدگاه ها (۰)

یه داستان شیرین، ۱۳۵۷ 🇮🇷دست بوست ملکه رخت بست و رفت ؛)#دهه_ف...

آقای #علیمی که تو دولت #شهید_رئیسی مدام پیگیر #دلار بود رفته...

کجاست اون تفکری که می گفت ایرانی فقط می تونه آفتابه بسازه؟#م...

📸 بازداشت اعضای گروه سازمان‌یافتۀ تهیۀ عکس و ویدئو از یک خان...

عام...

میخوام رمان بنویسم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط