بسیجی خسته
بسم الله الرحمن الرحیم
سخنرانی امروز امام خامنهای: بهنظر حقیر، بی نقص ترین و در عین حال، گرم کننده ترین سخنانی بود که میتوانست گفته شود.
این که پرده از واقعیت موجود برداشته شود، این که باب بازگشت به سوی جبهه حق«در قلوب» باز شود؛ این که عَلَمِ خونخواهی بحق این ملت پس گرفته شود، جزئی از حقوق ملت مسلمان ایران است.
یک فتنهگر داخلی، سبب میشود که جامعه اسلامی تحت رنج و ظلم قرار گیرند، تحت فشار اقتصادی قرار گیرند، مورد خشونت فضای زندگی قرار گیرند و هر انسان عاقلی سعی میکند اعتراض کند.
در کنار آن، هرکس بیرق مبارزه با فساد دولتی و افراد خطا کار را بلند میکند، مردم زیر بیرقش احساس هویت میکنند. حال این بیرق را یک بسیجی دانشجو بردارد و فریاد کند که حق ملت این نیست و یا این که کفه ترازو به سمت پهلوی بچرخد. این اتفاقی است که جای بحث زیاد دارد و کوتاه باید عرض کنیم.
عامل خون شهدای ما نه تنها مجاهدین خلق و تجزیه طلب و سلطنت طلب و اصلاحطلبها هستند؛ بلکه اتفاقا فردی که اجازه استیضاح را نمیدهد، فردی که با لابی در مجلس اجازهٔ گرفتن حق مسلم ملت را به نمایندگان نمیدهد هم مسئولیت این خون را برعهده دارد. کودتا این معنا را با خود حمل میکند، آقا این را گفتند.
آن فرد مشکوک العقلی که اجازه فعالیت انقلابی به بسیجی نمیدهد و بسیجی را محدود به حمایت «تایید پزشکیان» میکند، در بدست آوردن بیرق اعتراض توسط تروریستها سهم بسزایی دارد.
این خیال که ملت مسلمان با افراد خاطیِ هر دو جبهه، چه «دولت فخیمه» و چه «سلطنت طلب»، یکصدا میشوند ایراد دار است. بسیجی که سکوت کرد و در پشت کلمات زیبای «آقا فرمان داده است» قایم شد و حرف از اعتراض علیه کلیت دولت پزشکیان نزد، قطعا دستش به خون جوانان وطن آلوده است. دولتی که با وجود مشکلات اقتصادی، عامدانه و بدون در نظر گرفتن حال مردم، بدون حرف زدنه با مردم اقتصاد را مثلا جراحی کرد، قطعا دستش به خون آلوده است.
این که ما بنشینیم و بگوییم ای بر پهلوی بیغیرت لعنت، قِرانی ارزش ندارد. تا وقتی عَلَمِ مبارزه در دست تو نیست، انتظار پیش بردن کار انقلاب اسلامی فرض محال است. اصل انقلابیگری، اصل مبارزه، اصل جهاد را در صندوقخانه گذاشتهاید، دست خالی و بدون نزدیک رفتن و با مردم حرف زدن داد میزنید مرگ بر پهلوی؟
ادامه در کامنت اول
سخنرانی امروز امام خامنهای: بهنظر حقیر، بی نقص ترین و در عین حال، گرم کننده ترین سخنانی بود که میتوانست گفته شود.
این که پرده از واقعیت موجود برداشته شود، این که باب بازگشت به سوی جبهه حق«در قلوب» باز شود؛ این که عَلَمِ خونخواهی بحق این ملت پس گرفته شود، جزئی از حقوق ملت مسلمان ایران است.
یک فتنهگر داخلی، سبب میشود که جامعه اسلامی تحت رنج و ظلم قرار گیرند، تحت فشار اقتصادی قرار گیرند، مورد خشونت فضای زندگی قرار گیرند و هر انسان عاقلی سعی میکند اعتراض کند.
در کنار آن، هرکس بیرق مبارزه با فساد دولتی و افراد خطا کار را بلند میکند، مردم زیر بیرقش احساس هویت میکنند. حال این بیرق را یک بسیجی دانشجو بردارد و فریاد کند که حق ملت این نیست و یا این که کفه ترازو به سمت پهلوی بچرخد. این اتفاقی است که جای بحث زیاد دارد و کوتاه باید عرض کنیم.
عامل خون شهدای ما نه تنها مجاهدین خلق و تجزیه طلب و سلطنت طلب و اصلاحطلبها هستند؛ بلکه اتفاقا فردی که اجازه استیضاح را نمیدهد، فردی که با لابی در مجلس اجازهٔ گرفتن حق مسلم ملت را به نمایندگان نمیدهد هم مسئولیت این خون را برعهده دارد. کودتا این معنا را با خود حمل میکند، آقا این را گفتند.
آن فرد مشکوک العقلی که اجازه فعالیت انقلابی به بسیجی نمیدهد و بسیجی را محدود به حمایت «تایید پزشکیان» میکند، در بدست آوردن بیرق اعتراض توسط تروریستها سهم بسزایی دارد.
این خیال که ملت مسلمان با افراد خاطیِ هر دو جبهه، چه «دولت فخیمه» و چه «سلطنت طلب»، یکصدا میشوند ایراد دار است. بسیجی که سکوت کرد و در پشت کلمات زیبای «آقا فرمان داده است» قایم شد و حرف از اعتراض علیه کلیت دولت پزشکیان نزد، قطعا دستش به خون جوانان وطن آلوده است. دولتی که با وجود مشکلات اقتصادی، عامدانه و بدون در نظر گرفتن حال مردم، بدون حرف زدنه با مردم اقتصاد را مثلا جراحی کرد، قطعا دستش به خون آلوده است.
این که ما بنشینیم و بگوییم ای بر پهلوی بیغیرت لعنت، قِرانی ارزش ندارد. تا وقتی عَلَمِ مبارزه در دست تو نیست، انتظار پیش بردن کار انقلاب اسلامی فرض محال است. اصل انقلابیگری، اصل مبارزه، اصل جهاد را در صندوقخانه گذاشتهاید، دست خالی و بدون نزدیک رفتن و با مردم حرف زدن داد میزنید مرگ بر پهلوی؟
ادامه در کامنت اول
- ۴۸۷
- ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط